چگونگی کار با دانش آموز بدرفتار
چنانچه در مطالب قبلی گفتیم که معلم نباید قبل از تشخیص علت و اهداف بدرفتاری دانش آموز وارد عمل شود و پیامدهایی که بر سر تشخیص و واکنش نادرست معلمان وجود دارد شرح داده شد . حال در این پیک قصد داریم تا به شما راههای درست عمل کردن در مواقع مختلف بدرفتاری دانش آموز را شرح دهیم .

رفتار انتخابی برای معلمان
آن گاه که معلمی هدف کودک را از رفتار نادرست تشخیص داد ، پاسخهایی مطرح می شود . پاسخ های انتخابی برای هر یک از اهداف رفتار نادرست دانش آموز در زیر توضیح داده می شوند.

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز تلاش برای جلب توجه است :
هر جا که امکان دارد ، معلم باید تلاش کودک را برای جلب توجه نادیده گرفته و در عوض رفتار مثبت کودک را که به منظور جلب توجه انجام نمی گیرد ، مورد توجه و تشویق قرار دهد . البته نمی توان از آن رفتار نادرست کودک که سلامتی خود او یا دیگران را تهدید می کند ، چشم پوشی کرد ؛ اما اغلب رفتارهای نادرستی که موجب رنجش و ناراحتی در معلم می شوند را می توان نادیده گرفت ؟ گرچه تنها نادیده گرفتن رفتار کافی و مؤثر نیست ؛ چرا که به تشدید آن رفتار نامطلوب و یا حتی تمسک به رفتارهای نادرست شدیدتری مثل قدرت نمایی می انجامد . به خاطر داشته باشید که تلاش کودک برای جلب توجه به یک رفتار جهت دار یا هدف دار است و غفلت از آن ، مانع حصول هدف کودک می شود . از طرف دیگر توجه به کودک هنگامی که در صدد جلب توجه نیست ، موجب تقویت رابطة علت و معلولی بین ارائه رفتار پسندیده و دریافت توجه در او می شود . او خیلی زود می فهمد که اگر وظیفه اش را انجام دهد و از مقررات و ارزش های اجتماعی تبعیت کند ، یعنی مورد پذیرش قرار گرفته و تعلقی دارد . چیز دیگری هم ضمن انجام وظیفه از سوی کودک رخ خواهد داد و آن اعتقاد به این امر است که با انجام وظیفه ، به توجهی که می خواهد ، می رسد . در این صورت ، هر چه بیشتر چیزی را که باید بیاموزد فرا می گیرد ، بیشتر نسبت به خودش اعتماد به نفس پیدا می کند ، امتحانات را بهتر می دهد ، بیشتر احساس حاکمیت بر سرنوشت خود پیدا می کند ، امتحانات را بهتر می دهد ، بیشتر احساس حاکمیت بر سرنوشت خود پیدا می کند ، انگیزش بیرونی کم کم جای خود را به انگیزش درونی می دهد . مرکز کنترل از خارج به درون تغییر می یابد ، در نتیجه ، کودک نیاز کمتر و کمتری به توجه بیش از حد معلم پیدا می کند ؛ زیرا اکنون او توان درک آن احساسات را از طریق پیشرفتهای خودش داراست .

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز قدرت نمایی است :
همان طور که قبلاً مطرح شد ، تنها مقابله به مثل یا تسلیم مؤثر نیست . بلکه این دو موقعیت های برنده و بازنده هستند . معلمان باید از درگیر شدن در قدرت نمایی اجتناب کنند . آتش قدرت نمایی خیلی زود خاموش می شود ، بخصوص وقتی که کسی نیست که با کودک مقابله کند . بخشی از عمل اجتناب از درگیری در کمک کردن به کودک است تا هدف خود را از رفتار نامطلوب دریابد، مثل نیاز او به ریاست .
طبق نظر دریکرز کمک به کودک برای جلب توجه به تنهایی مؤثر نیست ، صرف اجتناب از قدرت نمایی هم مؤثر نمی باشد . یک معلم باید بیش از این تلاش کند . یاد داشته باشید که رفتار نادرست کودکان هدفدار است . اجتناب از قدرت نمایی تنها آن هدف را تأمین نشده بر جای می گذارد .
معلمان باید نیاز کودکان به قدرت را به سوی تلاشهای سازنده سوق دهند ؛ اما یک معلم چگونه می تواند این کار را انجام دهد ؟ قبولاندن این مطلب به کودک که شما نمی دانید . در برابر بدرفتاری او چه کار کنید و سپس مطرح ساختن این پرسش که به نظر تو ما برای حل این مسأله چه کار می توانیم بکنیم ، به کودک بدرفتار یک فرصت اجتماعی برای رئیس بودن می دهد .
شما به عنوان یک معلم شاید از کیفیت راه حلهای به وجود آمده تعجب کنید . همان طور که چنین موردی در مقالة کلاس هم آمده ، طرحهای اصلاحی ارائه شده توسط کودک در صورتی که جوابگوی نیاز معلم باشند ، باید پذیرفته شوند . گذشته از آن ، وقتی که یک راه حل جوابگوی مسأله ای است ، مگر اهمیت دارد که چه کسی به این راه حل رسیده است ؟
تفهیم این مطلب به کودک که شما قادر به مجبور ساختن او به انجام کامل یک تکلیف نیستید یا نمی توانید او را مجبور به ارائه فلان تکلیف بکنید ، تا خودش نخواهد ، مبین این حقیقت است که تنها کودکان هستند که دارای قدرت نهایی بر رفتارشان هستند. آنها می دانند که این مطلب درست است و با تأیید این مطلب از جانب معلم ، متوجه می شوند که شما هم می دانید که چنین است . هنگامی که مطلب علنی باشد ، کودکان برای اثبات آن به تلاش کمتری نیاز دارند . حقیقت مطلب این است که تکلیف ناقص یا ورقة ارائه نشده فقط پوششی برای پنهان کردن احساس ناتوانی کودک است . اغلب کودکان برای کتمان یا دلسردی و ناامیدی به انجام کارهای « بزرگ » دست می زنند .
در این دنیا افراد کمی هستند که خواهان پذیرش مسئولیت های یک رئیس یا رهبر هستند ، چرا ما این مسئولیت را به کودکان علاقمند محول نکنیم ؟
پست های حساس را به آنها بسپارید . بگذارید که ناظر تغذیه باشند ، پیام ها را به دفتر ببرند ، به کودکان کوچکتر کمک کنند ، بر توزیع مواد نظارت داشته باشند ، مأمور عبور کودکان از خیابان باشند و کارهای دیگری از این نوع . اکثر مردم که کودکان نیز شامل آنها می شوند ، مسئولیت و قدرت پذیری را کاملاً جدی می گیرند . گذشته از آن ، با انجام این کار نیاز آنها به قدرت و منزلت اجتماعی مرتفع می شود و با شیوه ای که از نظر اجتماعی مطلوب و پسندیده است ، به انجام کار می پردازند .

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز انتقام جویی است :
اولین نصیحت این است که « تلافی نکنید » و « این کار را هم خود انجام ندهید » گرچه رفتار دانش آموز هدفدار است ، اما شما به طور عادی منظور و هدف ویژه آنها نیستید . کودک ضربه ای وارد می کند و شما تصادفاً مخاطب او قرار می گیرید . هر قدر که مشکل باشد ، معلم باید نشان دهد که برای کودک ارزش قائل است و به او و به درست رفتارکردن او اهمیت می دهد .
وقتی نوجوانی به یکی از والدینش می گوید « من از تو متنفرم . ای کاش شما پدرم نبودید » این کلمات از تیغ هم برنده ترند . نیاز به تلافی کردن نیاز است . حال تصور زمانی را بکنید که آن پدر یا مادر در جواب به او بگویند : « بسیار خوب ، من هنوز تو را دوست دارم » . اگر هدف کودک از بدرفتاری روشن شود ( مثلا ً : « آیا این رفتار تو به این دلیل نیست که می خواهی به دیگران صدمه بزنی ؛ چون فکر می کنی آنها به تو آزار رسانده اند ؟» ) و سپس بیانات و رفتاری حاکی از اهمیت دادن صادقانه به او مطرح شود ، نیاز کودک به انتقام جویی کمتر می شود . هنگامی که کودک حس کند که به گروه تعلق دارد ، انگیزش کمتری برای انتقام جویی کمتر می شود . هنگامی که کودک حس کند که به گروه تعلق دارد ، انگیزش کمتری برای انتقام جویی از دیگران ( معلم ، دوستان و دیگران ) در او باقی می ماند . در واقع او احساس تعلق و تشخیص و تمیز را به دست آورده است .

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز بیان بی کفایتی است :
هنگامی که کودکی ناتوانی خود را ابراز می کند ، کاری را پیدا کنید که او می تواند انجام دهد و در آن به موفقیت دست یابد . بر توانایی های کودک تکیه کنید . جملاتی مثل « من می دانم که این توان در تو وجود دارد » و « من واقعاً معتقدم که تو می توانی این کار را انجام دهی » ، می تواند انگیزش و ابتکاری برای به تلاش واداشتن کودک به وجود آورد . هنگامی که کودک شروع به تلاش کند ، شانس هزارها تشویق از جانب معلم به وجود خواهد آمد .
در نهایت شما به دنبال بی تفاوت کردن کودک نسبت به تشویق های خارجی برخواهید آمد ؛ اما فعلاً دست نگه دارید . اگر شما در صدد قانع کردن او نسبت به این مطلب که او فرد شایسته ای است بر نیاید ، چه کسی این کار را خواهد کرد ؟ به عقیدة بالسن این کودکان به تأییدات مثبت والدینشان نسبت به توانایی ها و قابلیت هایشان جهت ارائه عملکردهایی مفید و سازنده و همراه با همکاری نیازمندند
سلام . خوش آمدید .