آموزش ریاضی چناران

بانک سوال ریاضی راهنمایی و مطالب خواندنی ریاضی

گفته می شود که انسانها تنها از 10 درصد قدرت فکر خود استفاده می کنند و تفاوت بین نوابغ و افراد معمولی تا حد زیادی به این مسآله بر می گردد.
با به کارگیری 64 روشی که در ذیل شرح داده شده می توانید میزان یادگیری خود را چند برابر کنید. توصیه می شود این روشها را با فونت بزرگ چاپ کرده و روی دیوار اتاقتان نصب کنید طوری که هر روز آن را ببینید.
این 64 روش در ده بخش ارائه می شود که خلاصه آن شامل:

  • سلامت
  • تعادل
  • تمرکز و خط فکری
  • تکنیک دیداری
  • تکنیک گفتاری و شنیداری
  • تکنیک های حرکتی
  • تکنیک هایی برای انگیزه پیدا کردن
  • تکنیک های تکمیلی
  • تکنیک هایی برای دانش آموزان

    برای دیدن متن کامل این مقاله به «ادامه مطلب» مراجعه کنین.

    منبع: نودهشتیا


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام تیر 1392 توسط امیر قربانی
هندسه زندگی :

                     می توان به زندگی  " نگاه هندسی " داشت و از " زاویه " دید دیگری " محیط" پیرامون

                  خود را محاسبه کرد و " مساحت عمر " را سنجید و به شخصیت خود " شکل " مناسب داد

                  می توان زندگی را" مربعی " قرار داد که چهار ضلعش  را هدف تلاش ایمان و درستکاری

                   تشکیل داده باشد

و می توان " مثلثی " ساخت که در سه زاویه اش علم و عقیده و اخلاق قرار گرفته باشد .

            می توان مرکز دایره حیات را یک " انتخاب خوب " قرار داد و همه تلاش های روزانه و ماهانه

           و  سالانه را بر محور ان چرخاند . ...


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 توسط امیر قربانی
در ۱۳۲۸ خورشیدی، ریاضیدان هندی، Kaprekar، فرآیندی را ابداع کرد که به عملیات Kaprekar شهرت یافت. در این عملیات، ابتدا عددی ۴ رقمی بایستی انتخاب شود؛ با این شرط که تمام ارقام با یکدیگر یکسان نباشند (مثلا، انتخاب اعدادی مانند ۷۷۷۷ یا ۵۵۵۵ و … نقض شرط است). پس از انتخاب عدد، بایستی ارقام آن عدد را به صورت بزرگترین و کوچکترین عدد مرتب کنیم. مثلا، اگر عدد ۸۴۵۷ را انتخاب کردید، بزرگترین ترتیبش می‌شود: ۸۷۵۴ و کوچکترین ترتیب نیز می‌شود: ۴۵۷۸٫ سرانجام، بایستی این دو عدد را از یکدیگر کم کنیم تا عددی جدید به دست آید و این مرحله را تکرار کنیم.
عملیات ساده‌ای است، اما Kaprekar متوجه موضوعی شگفت‌انگیز شد. اجازه دهید این عملیات را با عدد ۱۳۹۰ امتحان کنیم وقتی که به عدد ۶۱۷۴ رسیدیم و اگر بخواهیم عملیات را ادامه دهیم در هر خط دوباره به عدد ۶۱۷۴ می‌رسیم. اجازه دهید این بار با عددی دیگر، مثلا با ۶۵۱۷ این عملیات را بررسی کنیم.عملیات اندکی طولانی‌تر می‌شود اما باز به همان نتیجه رسیدیم؛ یعنی عدد ۶۱۷۴٫ اگر اعداد دیگر را نیز امتحان کنید همواره به ۶۱۷۴ خواهید رسید؛ این همان اتفاق عجیبی بود که Kaprekar آن را کشف کرد.
این عملیات حداکثر ممکن است ۷ مرحله تکرار شود. بیشتر اعداد ۴ رقمی بدون ارقام تماما یکسان (۲۱۲۴ عدد) سه مرحله‌ای به ۶۱۷۴ می‌رسند، پس از آن ۱۹۸۰ عدد ۷ مرحله‌ای به این نتیجه می‌رسند.
مشابه این نتیجه‌ی منحصر به فرد تنها در اعداد سه رقمی تکرار شده است. بدین صورت که اگر همین عملیات را برای اعداد سه رقمی تکرار کنیم همواره به ۴۹۵ می‌رسیم.
 

------

منبع : http://hellibammath.blogfa.com/


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 توسط امیر قربانی

زندگی و ریاضی

بیاییم زاویه دیدخود را عوض کرده واز گوشه خود بینی خارج شویم . یک لحظه تا شعاع بی نهایت نیم نگاهی بیندازیم " دایره هستی بزرگتر از اینهاست که ما در آن جمع شده ایم قطر دایره هستی را اندازه نیست .شش گوشه دلمان امن باشد که خدا به نسبت معرفت همه چیز را تقسیم کرده است . دعا کنیم زیر خط فقر باقی بمانیم ولی از خط راست خارج نشویم . خدا کند حجم ظرفیتمان آنقدر باشد که بتوانیم حداقل یک شعاع از انوار خورشید را در آن جمع کنیم . در زیر مجموعه هستی هر کس سهمی دارد خدا کند به اندازه سهم خود تمنا داشته باشیم . منفی بافی را کنار گذاشته و خاطر جمع باشیم که لطف خدا بی نهایت است . خدا کند دفتر حساب زندگیمان  صحیح و بی غلط باشد تا حداقل صورت مسئله زندگیمان را خودمان بتوانیم بخوانیم . خدا کند توان رویا رویی با محاسبه اش را داشته باشیم و با قامتی قائم واستوار در محکمه اش حاضر شویم .  

مصطفی جهانمردی   شهرضا


برچسب‌ها: مطالب خواندنی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 توسط امیر قربانی
هر سه تایی به صورت (a,b,c) را که تشکیل رابطه فیثا غورس (c2=a2+b2)در مثلث قائم الزاویه را بدهند به سه تایی های فیثا غورثی معروفند .

برای تشکیل و بدست آوردن سه تایی های فیثا غورسی می توان با جایگذاری  به جای u و v  مقادیری برای a و b و c بدست آورد .

 a=2uv

b=u2-v2

c=u2+v2

( به شرط اینکه اولا u  و v  با هم برابر نبوده

و دوم نسبت به هم اول باشند  1= (u,v)

و سوم اینکه   u>v  باشد   )

به عنوان مثال اگر به u=2 و v=1 بدهیم مقادیر a=4 و b=3 و c=5 را به ما می دهد که با می دانیم با توجه به رابطه  فیثاغورس تشکیل یک مثلث قایم الزاویه را می دهد .

32+42=52

16+9=25

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 توسط امیر قربانی

راهنمای معلم در ارزش یابی توصیفی ویژه معلمان پایه های اول،دوم و سوم ابتدایی

کد کتاب: 
53/5
سال تحصیلی: 
91-92

دریافت فایل کامل کتاب: 


برچسب‌ها: ارزشیابی توصیفی, راهنمای معلم
نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم خرداد 1391 توسط امیر قربانی

گلد باخ رياضي دان آلماني بود كه در سال 1750 در روسيه زندگي ميكرد.

حدس او در مورد اعداد زوج:

هر عدد زوج بالاتر از 4 حاصل جمع دو عدد اول است

48=11+37.......18=11+7.......20=17+3....

حدس او در مورد اعداد فرد:

هر عدد فرد بزرگتر از 5 را ميتوان به صورت حاصل جمع سه عدد اول نوشت.

9=2+2+5.....13=3+3+7.......

این پزشک متوجه حقیقت جالبی شده بود و آن هم این بود که هر عدد زوج را می توان به صورت مجموع دو عدد اول نوشت. (البته عدد یک را به این خاطر از مجموعه اعداد اول کنار گذاشتند که صورت مسئله های نظریه اعداد کوتاه تر شود. زیرا اگر این کار را نمی کردند بایستی در اکثر صورت مسئله های مربوط به اعداد اول می نوشتند: "به غیر از یک") اکنون به دلیل همین موضوع عدد 2 از حدس گلدباخ خارج شده است. 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 توسط امیر قربانی

معلمان خوب :


ـ هدف دارند
ـ منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند
ـ تحمل ابهام را دارند
ـ برای ارضای نیازهای بچه ها تمایل به تغییر و هماهنگی دارند
ـ به کارشان فکر می کنند
ـ از مدلهای مختلف یاد می گیرند
ـ از کار و شاگردانشان لذت می برند


برای توضیحات بیشتر ادامه مطلب را بخوانید...
منبع : http://riazilarestan.blogfa.com/
برچسب‌ها: مطالب خواندنی برای معلمان موفق
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط امیر قربانی

تفاوت طرز فکر

یك زوج جوان برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا عازم کشوری اروپایی شدند.

در آنجا پسر كوچکشان را در یک مدرسه ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.

روز اوّل كه پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسيد: پسرم تعريف كن ببينم امروز در مدرسه چي ياد گرفتي؟

پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سيگار كشيدن به ما گفتند، خانم معلّم برايمان يك كتاب قصّه خواند و يك كاردستي هم درست كرديم.

پدر پرسيد: رياضي و علوم نخوانديد؟ پسر گفت: نه.

روز دوّم دوباره وقتي پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تكرار كرد.

پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش كرديم، ياد گرفتيم كه چطور اعتماد به نفسمان را از دست ندهيم، و زنگ آخر هم به كتابخانه رفتيم و به ما ياد دادند كه از كتاب هاي آنجا چطور استفاده كنيم.

بعد از چندين روز كه پسر مي رفت و مي آمد و تعريف مي كرد، پدر كم كم نگران شد چرا كه مي ديد در مدرسه پسرش وقت كمي درهفته صرف رياضي، فيزيك، علوم، و چيزهايي كه از نظر او درس درست و حسابي بودند مي شود.

از آنجايي كه پدر نگران بود كه پسرش در اين دروس ضعيف رشد كند به پسرش گفت: پسرم از اين به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو رياضي و فيزيك كار كنم.

بنابراين پسر دوشنبه ها مدرسه نمي رفت…

دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند كه چرا پسرتان نيامده.

گفتند مريض است !

دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز يك بهانه اي آوردند !

بعد از مدّتي مدير مدرسه مشكوك شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت كند…

وقتي پدر به مدرسه رفت باز سعي كرد بهانه بياورد امّا مدير زير بار نمي رفت. بالاخره به ناچار حقيقت ماجرا را تعريف كرد. گفت كه نگران پيشرفت تحصيلي پسرش بوده و از اين تعجّب مي كند كه چرا در مدارس اروپایی اينقدر كم درس درست و حسابي مي خوانند…؟!

مدير پس از شنيدن حرف هاي پدر كمي سكوت كرد و سپس جواب داد:

ما هم 70 سال پيش مثل شما فكر مي كرديم !


برگرفته  از سایت :

http://mc1.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم مهر 1390 توسط امیر قربانی
هزار  (thousand ) = 103
میلیون (  million) = 106
میلیارد  ( milliard) = 109
بیلیون  (  billion) = 1012
تریلیون (  trillion) = 1015
کوادریلیون (quadrillion) = 1018
کوئینتیلیون (quintillion) = 1021
سیکستیلیون (sixtillion) = 1024
سپتیلیون (septillion) = 1027
اکتیلیون (octillion) = 1030
نونیلیون (nonillion) = 1033
دسیلیون (decillion) = 1036
دسیلیون ( decillion) = 1036
آن دسیلیون ( Undecillion) = 1039
دو دسیلیون ( Dodecillion) = 1042 
تری دسیلیون ( Tredecillion) = 1045 
کواتر دسیلیون ( Quattordecillion) = 1048 
کوئین دسیلیون ( Quindecillion) = 1051 
سیکس دسیلیون ( Sixdecillion) = 1054 
سپتن دسیلیون ( Septendecillion) = 1057 
اکتو دسیلیون ( Octodecillion) = 1060 
نووم دسیلیون ( Novemdecillion) = 1063 
ویجینتیلیون ( Vigintillion) = 1069 
آن ویجینتیلیون ( Unviigintillion) = 1072 
دو ویجینتیلیون ( Doviigintillion) = 1075 
تری ویجینتیلیون ( Treviigintillion) = 1078 
کواتر ویجینتیلیون ( Quattorviigintillion) = 1081 
کوئین ویجینتیلیون ( Quinviigintillion) = 1084 
سیکس ویجینتیلیون ( Sixviigintillion) = 1087 
سپتن ویجینتیلیون ( Septenviigintillion) = 1090 
اکتو ویجینتیلیون ( Octoviigintillion) = 1093 
نووم ویجینتیلیون ( Novemviigintillion) = 1096

برچسب‌ها: اعداد بزرگ ریاضی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 توسط امیر قربانی
 
 
دکتر "طارق سیودان" اخیراً کشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، در حوزه اعجاز قرآن در اشکال علمی کرده است.
 
دکتر "طارق سیودان" اخیراً کشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، در حوزه اعجاز قرآن در اشکال علمی کرده است.
از جمله کشفیات می توان به برابری یک چیز با چیز دیگر، به عبارتی برابری اضداد اشاره کرد.
برابری مرد با زن یکی از نمونه های آن در این کشف است. هر چند این نکته از لحاظ دستور زبان عجیب بوده، ولی آنچه از مجموع آیات قرآن مجید آشکار می شود، این است که کلمه مرد ۲۴ بار در قرآن مقدس آمده است. همچنین کلمه زن نیز ۲۴ بار در قرآن مقدس آمده است.
سپس مطابق آنالیز آیات مختلف، مشخص شده که این همسانی در متناقض ها، در تمامی قرآن کریم صادق است. قرآن مجید مشخص می‌کند که یک چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشه خود) برابر است.
در ادامه، نتایج شگفت‌آور حاصل از محاسبه کلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت.
کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید همانند کلمات دنیا (یکی از نام‌های زندگی) ۱۱۵بار، آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان) ۱۱۵بار، ملائکه ۸۸ بار، کلمه شیاطین ۸۸ مرتبه، کلمات زندگی و مرگ ۱۴۵بار، سود و زیان و ملت (مردم) و پیامبران ۵۰ مرتبه آمده است.
کلمات دیگری همچون ابلیس (پادشاه شیاطین) و پناه‌جوئی از شرّ ابلیس ۱۱مرتبه، مصیبت و شکر ۷۵بار، صدقه و رضایت ۷۳ مرتبه، فریب خوردگان (گمراه شدگان)، مردگان (مردم مرده) ۱۷بار، مسلمین و جهاد ۴۱ بار، طلا و زندگی راحت هشت، جادو و فتنه ۶۰ مرتبه، زکات و برکت ۳۲،ذهن و نور ۴۹، زبان و موعظه (گفتار، اندرز) ۲۵ و آرزو و ترس هشت مرتبه آمده است.
همچنین کلمات آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) و تبلیغ کردن ۱۸، سختی و صبر ۱۱۴، محمد (صلوات الله علیه) و شریعت (آموزه‌های حضرت محمد صلی الله علیه و آله) چهار، مرد و زن ۲۴مرتبه ذکر شده است.
کلمات نماز پنج، ماه ۱۲، روز ۳۶۵، دریا ۳۲ و زمین (خشکی) ۱۳مرتبه در قرآن تکرار شده است.
دانش بشری بتازگی اثبات نموده که آب ۷۱?۱۱۱ % و خشکی ۲۸?۸۸۹ % از کره زمین را فراگرفته است که با درصد تعداد دفعات ذکر شده دریا و زمین در قران برابری می کند

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 توسط امیر قربانی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 توسط امیر قربانی
۱ – ورزش : حتی برای دقایقی کوتاه در برنامه روزانه؛ ورزش سخت و رفتن به باشگاه لازم نیست پیاده روی به مدت ۲۰ الی ۳۰ دقیقه در روز کم هزینه ترین و سودآورترین ورزش است. ورزش بیشتر از اینکه جسم را تقویت کند مغز را آرام می بخشد و در پرورش روح و ذهن نقش مثبتی دارد. لازم بذکر است که مطالعات دانشمندان نشان داده پیاده روی در پارکها و فضاهای سبز ۲۰ درصد بیشتر از پیاده روی در خیابان روی حافظه، تمرکز و خلاقیت تاثیر دارد.

۲ – فعالیت ذهنی در هر سنی: سعی کنیم ذهن و مغز خود را به فعالیت وا داریم؛ یادگیری، آموزش، مطالعه، بازیهای فکری و شطرنج، یادگیری زبان جدید، نواختن موسیقی و …
۳ – تغییر در برنامه غذایی: کم کردن غذاهای چرب و شیرینی، شور و شیرین که نه تنها سلامت جسمی را به مخاطره می اندازد، بلکه روی قوای ذهنی ما هم تاثیر منفی دارند. در عوض غذاهای دریایی و سبزیجات و میوه های تازه برای تقویت ذهن موثرند.
۴ – تنظیم ساعات خواب: به اندازه و با آرامش بخوابیم؛ خواب خوب و بدون تنش باعث آسایش و استراحت مغز و ذهن شده و برعکس کمخوابی یا بدخوابی باعث کندی رفلکسها و تصمیم گیریها و به تبع آن خلاقیت می گردد.
۵ – دور کردن اضطراب و استرس: استرس و نگرانی و اضطراب باعث اشغال شدن بخش مفید مغز برای کارهای خلاقانه می شود و انرژی مغز و بدن صرف غلبه بر اضظراب می شود. اما ذهنی آرام و بی تنش قدرت پرواز داشته و فعالیت مثبت بیشتری انجام می دهد.
۶ – رابطه با دوستان خوب: این رابطه نه تنها باعث یادگیری و فعالیت ذهنی می شود بلکه باعث دور شدن افسردگی از انسان شده و روحیه شاد  را به انسان عرضه می کند و تقویت حافظه دوری از انزوا و افسردگی را در پی دارد.
۷ – خنده و شادمانی: شادی و احساس خوب داشتن علاوه بر اینکه باعث ترشح مواد نشاط آور طبیعی در مغز می شود باعث شادی محیط اطراف و آرامش مغز می گردد. مغز آرامش دار می تواند فعالیت موثر داشته باشد و حافظه و خلاقیت زیاد.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 توسط امیر قربانی
كاریزما در كلاس درس 

در گزارش كمیسیون دلوزر به یونسكو نیاز به اصلاح برنامه درسی در همه سطوح آموزش برای آماده كردن شهروندانی برای هزاره جدید به طور واضح و رسا بیان شده است .یادگیری برای دانستن ، یادگیری برای انجام دادن ، یادگیری برای زیستن ،یادگیری برای با هم زیستن ،ایده هایی هستند كه در چارچوب آموزش پایه و پس از آن قابل دسترس اند .این توصیه ها بیانگر این نكته اند كه یادگیرندگان امروز ، پیرو جوان ، در عصری مملو از اطلاعات ، مبتنی بر دانش جهانی ، زندگی می كنند.آنها به مهارت های زندگی در این عصر پویا نیازمندند.

آموزش یكی از چالش بر انگیز ترین و مهم ترین شغل های جهان است وآموزش و پرورش همواره با تنش میان دو كاركرد مواجه است، از یك طرف، ناظر به تضمین پیوستگی ،یعنی انتقال دانسته هاست،و از طرف دیگر بر موضوع پرورش خلاقیت یعنی سوق دادن یادگیرندگان به ناشناخته ها تاكید می كند.



برای خواندن همه متن به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 توسط امیر قربانی
چگونه یک طرح درس بنویسیم؟

روش نگارش و تنظیم طرح درس:

طرح درس عبارت است از تقسیم محتوای یک ماده درسی در یک دوره معین به مراحل وگامهای مناسب وتشخیص براساس هدف و نتایج آموزش.

برای تهیه و تنطیم طرح درس معلم باید در ابتدای هر سال تحصیلی براساس اصول معین بین هدفهای آموزشی و برنامه هفتگی ترتیب اتخاذ کند که مجموعه فعالیتهای آموزشی به موقع و بدون وقفه در طول یک ترم یا سال تحصیلی اجرا شود.

رعایت مراحل ونکات زیر برای تدوین یک طرح درس خوب لازم و ضروری است:

1-موضوع یا عنوان درس

عنوان درس باید به طور دقیق نوشته شود.

2-تعیین ونگارش عناوین فرعی یا رئوس مطالب

پس از تعیین و نوشتن موضوع درس،طراح باید عناوین فرعی موضوع درس را مشخص کند،ترتیب وتوالی مناسب عناوین فرعی همواره باید مورد توجه قرار گیرد.

3-نوشتن هدف کلی درس

نوشتن هدف کلی یک جلسه تدریس مانند هدف کلی یک دوره آموزشی است.

در نوشتن هدف کلی هر جلسه نیز معمولا از افعال کلی استفاده می شود.

4-نگارش و تنظیم هدفهای جزیی درس

ساده ترین راه نوشتن اهداف جزیی یک درس،این است که براساس هر موضوع فرعی یک هدف جزیی نوشته شود.

دقت در نوشتن اهداف جزیی و تنظیم درست توالی آن،می تواند موجب نظم بیشتر فعالیتهای آموزشی شود و در نهایت تحقق هدف کلی را تضمین می کند.

5-نگارش و تنظیم هدفهای رفتاری درس

پس از نوشتن هدفهای جزیی،طراح باید هدفهای جزیی را تبدیل به هدفهای رفتاری نماید،سپس براساس سلسله مراتب از آسان به شکل و یا به صورت پیش نیاز و پس نیاز مرتب گردد،در هدفهای رفتاری:

عملکرد(نوع رفتار)،شرایط ، معیار،دقیقا" باید مشخص شود.

6-تعیین رفتار ورودی دانش آموزان

پس از تعیین هدفهای رفتاری درس،رفتار ورودی دانش آموزان یا پیش نیازهای تحقق رفتاری باید مشخص شوند.

7-ارزشیابی تشخیص:

اغلب سوال می شود که معلمان چگونه می توانند اطلاعات پیش نیاز یا رفتار ورودی دانش آموزان را تشخیص دهند؟

این امر توسط ارزشیابی تشخیصی ممکن می باشد.معلم براساس تخصص و مهارتی که دارد باید ابتدا رفتار ورودی را پیش بینی کند و سپس براساس دانش پیش نیاز درس مورد تدریس،سوالهایی طرح نماید. این سوالها قبل از تدریس باید از دانش آموزان پرسیده شود تا وجود یا عدم وجود پیش نیاز مشخص شود.

8-نگارش مراحل اجرای تدریس

در آموزشهای مستقیم تنظیم نحوه ی ارائه محتوا به ترتیب اهمیت به چند مرحله به شرح زیر تقسیم می شود:

الف-مرحله آمادگی

مرحله آمادگی خود شامل قسمتهای زیر می باشد:

-آمادگی معلم

بدیهی است برای انجام هر کاری باید آمادگی داشت.موضوع تدریس نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد.معلم باید پیش بینی کند که در کلاس درس چه فعالیتی را می خواهد انجام دهد چگونه می خواهد کلاس را شروع کند.

-آمادگی دانش آموزان

اگر دانش آموزی به درس معلم توجه نکند و در اجرای فعالیتهای آموزشی با او همکاری ننماید عمل تدریس به مغهوم واقعی آن صورت نخواهد گرفت،در شروع کلاس معلم موظف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدی متوجه کلاس و فعالیتهای مورد نظر نماید معلمان با تجربه در این مرحله از روش های مختلفی استفاده می کنند.

ب-مرحله معرفی و بیان هدفهای صریح آموزشی

معرفی دروس و هدفهای رفتاری آن دانش آموزان را برای آشنایی با تجارب یادگیری و سعی در دستیابی به آنها آماده می سازد.معلم باید انتظارات خود را از دانش آموزان بسیار ساده و روشن و مشخص بیان کند زمان اختصاص داده شده برای معرفی درس نباید بیش از 3 تا 15 دقیقه وقت کلاس را بگیرد.

ج-مرحله ارائه درس:

در مرحله ارائه درس محتوای مورد آموزش باید دقیقا" مشخص شود.از روشهایی چون سخنرانی،بحث گروهی،نمایش تصاویر.پرسش و پاسخ به عنوان روشهایی که برای آموزش هر قسمت لازم است استفاده شود.

ارائه محتوا در حقیقت قسمت اصلی کار تدریس و شامل دو عامل جداناشدنی است:

1-سازماندهی کلیه محتوای درس و توالی آنها باید رعایت شود.

2-روش آموزش قسمتهای مختلف مشخص شود.

مقدمه در ارائه محتوا بسیار مهم است یک مقدمه خوب می تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه آنها را به ادامه درس برگزیند.تکرار مطالب پیش نیاز معمولا" برای موثر کردن تدریس لازم است.اما لازم نیست همیشه از یک روش برای یادآوری رفتار ورودی استفاده کنیم،معلم باید روی نکات کلیدی رفتار ورودی تاکید کند تا درس جدید راحت تر و قابل فهم تر شود این تکرار نباید طولانی باشد.

د-مرحله خلاصه کردن و نتیجه گیری

برای تثبیت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان،لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندی و نتیجه گیری شود.تلخیص و جمع بندی ،مفاهیم از دست داده شده در طول آموزش را برای دانش آموزان روشن می کند.بهتر است تلخیص و نتیجه گیری توسط خود دانش آموز انجام شود و معلم اظهارنظر نهایی را ارائه نماید.

ه-مرحله ارزشیابی

معلم باید پس از پایان ارائه محتوا،با مقایسه سطح مهارتی که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند آنچه دانش آموزان عملا" به آن رسیده اند میزان یادگیری دانش آموزان و موثر بودن روش تدریس خود را ارزشیابی کند سوالهای مرحله ارزشیابی باید براساس هدفهای رفتاری درس طرح شوند.

و-مرحله تعیین فعالیتهای تکمیلی

 در اکثر مواقع تکالیف خواندنی،یا انجام فعالیت در خانه را زمانی ارائه می دهد که زنگ خورده و دانش آموزان با عجله مشغول ترک کلاس هستند،اگر دادن تکالیف در روند یادگیری دانش آموزان اهمیت دارد باید پیش از این به آن توجه شود.یکی از بهترین شیوه های تعیین فعالیتهای تکمیلی(تکالیف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنمایی از قبل تنظیم شده است.

اگر دانش آموزی مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهنی تحلیل کند ودر موقعیت شبیه سازی شده به کار گیرد،می توان انتظار داشت که بتواند آن را خارج از کلاس و در موقعیت حقیقی نیز به کار گیرد.

منبع:طراحی فعالیتهای آموزشی

دفتر آموزش و پرورش نظری
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم آبان 1389 توسط امیر قربانی

شاداب‌سازي مدارس

نوشته :آزاده آرايي - مريم ريحاني

بي‌شک فضاي شاداب و دوست‌داشتني تاثير زيادي در شکوفايي استعدادها، خلاقيت، پيشرفت تحصيلي، کارايي، پويايي و زنده‌دلي دانش‌آموزان دارد، مدرسه بانشاط- موجب باروري جسم و انديشه کودکان و دانش‌آموزان مي‌شود. انسان شاداب، پويا و پرتحرک‌ به زندگي اميدوار است و براي رسيدن به اهداف خود سرسختانه تلاش مي‌کند برعکس انسان افسرده و اندوهگين ‌و بي‌تحرک، احساس خستگي، درماندگي و نااميدي مي‌کند و در برابر مشکلات، ناتوان و عاجز است و لازمه تحقق و ايجاد مدارس بانشاط، تغير نگرش و نگاه نو و جديد اوليا و مربيان مدرسه در خصوص زيباسازي و بهسازي فضاي آموزشگاه است چرا که فضاي زيبا و شاداب تاثير زيادي در پيشرفت تحصيلي و روحيه دانش‌آموزان و معلمان دارد.

تجربه نشان داده است که در هر جا اوليا باآگاهي و مشارکت فکري، فرهنگي و مادي خود در مدرسه مشارکت کرده‌اند روند پيشرفت تحصيلي و فعاليت مدارس از جايگاه بهتر و مطلوب‌تري برخوردار شده است.

مدير مدبر با ايجاد فضايي سرشار از صميميت موجبات افزايش روحيه‌ گروهي، اعتمادسازي و ايجاد جو عاطفي، دوستانه و شاد را فراهم مي‌آورد.

مدير مدرسه با ايجاد روحيه مشارکت‌پذيري در دانش‌آموزان، معلمان و اولياي دانش‌آموزان در اداره مدرسه مي‌تواند جو عاطفي و شادي ايجاد کند و با ايجاد جو احترام متقابل ميان معلمان و دانش‌آموزان زمينه ارتقاي کيفيت آموزشي ثمربخش و احساس رضايت‌مندي را در مدرسه به وجود مي‌آورد.

راهکارهاي تغيير فيزيکي مدارس

1) رنگ‌آميزي کلاس درس با توجه به جدول رنگ‌ها به تفکيک جنسيت، رنگ سبز، يشمي يا ليمويي براي کلاس‌هاي پسران و صورتي يا بنفش‌کم‌رنگ براي کلاس‌هاي دختران (در مقطع ابتدايي) و در مقاطع راهنمايي و متوسط مي‌توان با توجه به استاندارد، رنگ‌هاي ديگر را جايگزين کرد.

2) رنگ‌آميزي ميز و نيمکت‌هاي کلاس با رنگ‌هاي شاد و استاندارد

3) نصب اسامي و تصاوير دانش‌آموزان روي در کلاس براي ايجاد احساس تعلق و دلبستگي به کلاس

4) نصب ساعت ديواري و پرده‌هاي مناسب با رنگ‌هاي شاد

5) قرار دادن و چيدن ميز و نيمکت‌ها براي فعاليت گروهي و هنري در کلاس

6) مجهز کردن کلاس‌ها به تلويزيون همراه با ويديو يا رايانه در حدامکان

7) قرار دادن کتابخانه باز در سالن‌ها براي استفاده دانش‌آموزان در زنگ‌هاي تفريح، اوقات فراغت، فوق‌ برنامه

8) قرار دادن ميز يا کمد مجلات و نشريات ويژه‌ دانش‌آموزان

9) نصب زنگ ملايم و آرام‌بخش در مدرسه

10) استفاده از وسايل مطبوع سرمايشي و گرمايشي

معلم شاد در کلاس شاد

اما نبايد فراموش کرد معلم، شادابي و سرزندگي را با آگاهي و اطلاعات نو و روش‌هايي بديع و مبتکرانه مي‌آفريند و کلاس را شاد مي‌کند.

چهره‌ شاداب و متبسم معلم در ايجاد کلاس شاد و روابط صميمانه بسيار موثر است، استفاده از انواع تکنولوژي آموزشي در کلاس و نمايش فيلم‌هاي آموزشي در خلال برنامه درسي به دانش‌آموزان اجازه مي‌دهد که با اعتماد به نفس و بدون هيچ‌گونه ترس و واهمه‌اي صحبت و اظهارنظر کنند. همچنين فعاليت‌هاي فرهنگي و پرورش در مدارس چون برگزاري جشن‌ها و مراسم مذهبي، برگزاري بازديد و اردوهاي علمي دانش‌آموزان به‌طور مستمر، برگزاري کلاس‌هاي فوق برنامه از قبيل قرآن، نهج‌البلاغه، نقاشي، خطاطي، رايانه، کاردستي، سفالگري و... از جمله کارهايي است که بايد در راستاي شادسازي محيط مدارس انجام گيرد.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 توسط امیر قربانی
دكترهادى شاكر

دکتر هادي شاكر 
مشاور كودك و خانواده ـ كلينيك دكتر سهامي  تهران ، عباس آباد ، وزرا كوچه 16 
تلفن  :  8712847

بسياري از اوليا براي كمك به كودك خود در آموختن رياضيات ، سعي ميكنند به روشهاي  گوناگون متوصل شوند تا مفاهيم پيچيده ي  رياضي را به او بياموزند . براي اينكه كودك بهترين كمك را دريافت كند ، بايد هدف را ايجاد اشتياق هرچه بيشتر در نظر گرفت و سعي كرد تا آنجا كه ممكن است فشار را   كاهش  داد . انگيزه ي يادگيري را با نشان دادن كاربرد گسترده رياضي در زندگي روزمره و اينكه خود اوليا احساس منفي خود را از رياضي به كودك القا نكنند ،  مي توان  قوي تر ساخت .

    سعي كنيد احساس شخصي شما نسبت به رياضي ، شناخت كودك را از دنياي اعداد و محاسبات تحت تاثير قرار ندهد. زمان روش هاي آزار دهنده اي براي آموزش  مفاهيم رياضي  سپري شده و نگاه جديد سعي در هر چه بيشتر كاربردي تر ساختن اين آموزش دارد تا آموخته هاي كودكان با جهان واقعيت سازگارتر باشد .

با كاربرد روزمره رياضي در زندگي ، كودك به اهميت  اين مهارت پي خواهد برد. مثلا به هنگام پرداخت صورت حساب خريد يا اندازه گيري متراژ منزل يا محاسبه وزن مواد غذايي در آشپزي ، مي توان كودك را به كمك طلبيد . با توضيح شغل هاي مختلف مثل مهندسان ، دارو سازان  و  ستاره شناسان ، ديد گاه او به كاربرد رياضي گسترده تر خواهد شد .

با صداي بلند حساب كردن در منزل يا فروشگاه ، كه  روند محاسبه را به كودك نشان مي دهد  نيز روش موثري است . مثلا ، وقتي كودك از شما تقاضاي شيريني مي كند با گفتن اينكه " خوب ، اگر از اين پنج شيريني  يكي را  تو بخوري و يكي هم  خواهرت بخورد براي من و پدرت چند تا باقي مي ماند؟ " از او بخواهيد كه او هم با صداي بلند حسابش را به شما بگويد . مهمتر از جواب درست يا نادرست او ، روالي است  كه او براي رسيدن به جواب استفاده مي كند .

  بسته به علاقه كودك و البته نظر معلم او ، گاهي و نه هميشه ، ماشين حساب و نرم افزار هاي رايانه اي براي ايجاد هيجان نسبت به مفاهيم رياضي و محاسبات مفيد خواهد بود .

 

يك ساعت عقربه اي براي كودك تهيه كنيد . گاهي از او سئوالاتي در مورد زمان  بپرسيد . مثلا : "  اگر برادرت ساعت 4 بيايد ، چند دقيقه ي ديگر بايد منتظر باشيم ؟"

    از كودك بخواهيد وزن اشيا ، لوازم منزل ، كتاب و ... را حدس بزند . خود شما هم حدس بزنيد و بعد با ترازو تعيين كنيد كه كدام يك  نزديكتر حدس زده است .    يك  روش ديگر جمع زدن اندازه ي  قد يا وزن اعضاي خانواده است تا معلوم شود در مجموع قد يا وزن خانواده  شما چقدر است .اين روش براي تمرين جمع اعداد سه  يا دو  رقمي مناسب است .

بازي هاي خريد و فروش با مقدار هاي مختلف پول كودك را با مفهو م پول و محاسبه آن آشنا مي كند . بازي هايي مثل مونو پولي ،هنوز براي بسياري از اوليا و كودكان جالب است . يك بازي ديگر هم  پيشنهاد مي شود:  با كمك يك  تاس اعداد ، اعضاي خانواده  عددي را بين يك وشش بدست مي آورند و برابر آن سكه معيني -مثلا يك توماني - دريافت مي كنند  ، وقتي مجموع سكه ها به رقمي قابل تعويض رسيد ، آنرا با اسكناس يا  سكه ي پر ارزش تر ، معاوضه مي كنند . وقتي بودجه فرضي تمام شد ، كسي كه بيشترين ميزان پول را بدست آورده است ، برنده مي شود .  در مثالي ديگر، مي توان كودك را با بودجه اي معين براي خريد لوازم يك وعده غذا به حساب دعوت كرد و ديد كه چطور بودجه بندي را مي آموزد و آيا حدس هاي او قابل انجام است؟ و اگر چنين بود بر همان اساس خريد انجام بشود .

    يك روش براي آشنايي وي با مفهوم حجم ، وزن و نسبت اين است كه با كمك ظروف اندازه گيري از او بخواهيد مقادير برنج ، حبوبات يا مايعات را براي تهيه ي غذا پيمانه كند .

  گاهي اوليا نگران توان يادگيري فرزندشان هستند . در اين شرايط ، معلمان بهترين داوري را عرضه مي كنند زيرا امكان مقايسه كودك را در كنار  همكلاسان ديگر و شرايط مختلف مدرسه دارند .  علائمي مانند مشكل در ياد آوري ارقام ، اشتباه نوشتن اعداد مثلا 7 با 8 يا 3 با 2 ، كلافه شدن و بيقراري هنگام كار با ارقام ، ناتواني در دنبال كردن دستور العمل هاي ساده رياضي ، ناتواني در درك مفاهيم ذهني مثل بزرگتر و كوچكتر يا قبل و بعد يا كم سن تر و مسن تر و  اضطراب بالا در مورد تكاليف رياضي كه اگر همه يا اغلب شان در يك كودك ديده شود بايد با معلم كودك صحبت نمود . چون قبل از آنكه تشخيص اختلال يادگيري مطرح شود  بايد اين احتمال كه شايد كودك تحت فشار زياد تر از حد توان است يا نيازمند  تمرين هايي مانند آنچه در بالا ذكر شد است   ، رد شود . سرانجام ممكن است اوليا و معلم ، به اين نتيجه برسند كه كمك روانپزشكي براي كودك لازم است .

منبع :  http://www.koodakan.org/cnslt/magh/m15.htm

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم مرداد 1389 توسط امیر قربانی
دیدگاه های نوین آموزش ریاضی بر اهمیت تفكر و استدلال ، شناخت مفاهیم ریاضی و چگونگی پردازش آنها و تاكید بر فراگیران به مثابه آحاد انسانی تاكید دارد. محققان در عرصه آموزش ریاضی میكوشند تا از منظر درون و برون ریاضی مقوله یاد دهی – یادگیری و حل مسئله را مورد مطالعه قرار دهند.
عدم آشنایی لازم با دانش ، آموزش ریاضی در كشور ، كمبود شدید نیروی متخصص با تحصیلات منظم در این رشته و ورود افراد غیر حرفه ای موجب شده است كه این دانش در جایگاه مناسب خود قرار نگیرد و سرفصلهای غیر استاندارد و سلیقه ای بر دروس آموزش ریاضی حاكم و به تدریس كتابهای دبیرستانی در كلاسهای آموزش ریاضی بسنده شود.
بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی دوره های كارشناسی و بالاتر رشته‌های ریاضی كه به رغم دانش نسبتا خوب ریاضی شان قادر به اداره كلاس درس و موفق در امر یاد دهی ریاضی نیستند و با آزمون و خطا تجربه لازم را بدست می آورند. در واقع باید اذعان كرد كه ریاضی دانستن و برخورداری از دانش ریاضی یك مقوله است ، در حالی كه تدریس ریاضیات مقوله ای دیگر. هرچند كه این دو با یكدیگر در تعاملند.

 

ادامه این مطلب را بخوانید .


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم تیر 1389 توسط امیر قربانی

" هر کس هندسه نمی داند وارد نشود." 

 کتیبه ی ورودی آکادمی افلاطون

ریاضیات محض باسبک وروش خاصی که در تجزیه و تحلیل قضیه ها و حکم ها واستنتاج دارد چارچوبی منطقی بین تعریف ها،اصل ها، مفروضات وحکم ها برقرارمی سازد واین امکان را به وجود می آورد که ذهن وفکر ، قوی تر وخلاق تر شوند.

هندسه با دقت منطقی وقدرت استدلال های قیاسیش ، علاوه بر تقویت قوه ی تفکر، موجب می گرددتا بتوانیم درست را از نادرست تشخیص دهیم ومسیر حرکت خود را در زمینه های مختلف کار و زندگی،صنعت ودانش بهتر بشناسیم وکارها را بر اساس نظم و منطقی صحیح پایه گذاری کنیم زیرا جهان بر اساس نظم آفریده شده است،آن چنان نظمی که بشرتا کنون فقط گوشه هایی از آن را توانسته است کشف نماید و قوانین حاکم برآن زوایا را روشن سازد.

نیوتن در پایان عمر خویش می گوید:" نمی دانم به چه صورتی ممکن است در نظر جهانیان جلوه گر شوم اما به نظر خودم چنین می آید که همانند کودک خردسالی هستم که در ساحل دریا به بازی مشغولم و گاه و بیگاه سنگ ریزه ای صاف تر از سنگهای دیگر یا صدفی زیباتر از صدف های دیگر به دست می آورم. در حالی که اقیانوس عظیم حقیقت در مقابل من گسترده است و مرا برآن آگاهی نیست."

هندسه منشأ عمده ی ثروت و باروری مکاشفه است که به نوبه ی خود نیروی آفرینش ریاضیات  می باشد.

بسیاری از ریاضیدانان در قا لب طرح های هندسی فکر می کنند حتی زمانی که سازمان تحلیلی پیچیده ای ارائه شود که هیچ اثر و نشانه ی هندسی نداشته باشد. بسیاری از ریاضیدانان و دانشمندان که به کشفیات بزرگی نائل شده اند و نظریه های آنان تحولی در جهان علم به وجود آورده است  از اثری که هندسه در آغاز کار بر ذهن و اندیشه ی آنان داشته و باعث شکوفایی استعدادها و پیشرفت کارشان گردیده است ، به خوبی یاد کرده اند.

در آغاز قرن نوزدهم با کارهای گاوس،یانوش بویویی ولباچفسکی هندسه از زیر سلطه ی تفکر اقلیدسی آزاد شد و زمینه برای حضور موثر آن در عرصه های مختلف علوم بیش از پیش مهیا شد که از بارز ترین آن ها استفاده ی وسیع از هندسه ی بیضوی  و هندسه ی اعداد در نظریه ی نسبیت انشتین و نقش محوری هندسه ی دیفرانسیل و هندسه ی منیفلد  در فیزیک نظری جدید می باشند.

یوهان کپلر ریاضی دان و منجم بزرگ قرن هفدهم در باره ی جایگاه ریاضیات در شناخت جهان هستی می گوید:"تمامی کوشش های علمی در دنیا باید صرف شناخت قوانین طبیعت شود که خداوند آن ها را به زبان ریاضی بر ما آشکار می نماید."
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم تیر 1389 توسط امیر قربانی

معماها و بازیهای ریاضی : چگونه ؟

از معماها و بازیهای ریاضی به عنوان شیوه ای جالب و آموزنده برای آموزش ریاضی یاد می شود ، شیوه ای جالب که اشتیاق و هیجان و مهارت ها را در کلاس درس می سازد .
بازیها و سرگرمیهای ریاضی با روشی غیرمستقیم دانش آموز را علاقه مند می کند تا روی مسائل جالب فکر کند و راه حل ها را حدس بزند .

آنچه پیرامون این بازیها و سرگرمیها مهم است اینست که آنها را به درستی شناخته و از قبل با زمینه ریاضی آنها آشنا باشیم .روشن است که در معما ها و بازیهای ریاضی که به درستی استفاده می شوند ، همیشه یک زمینه ریاضیاتی اساسی هست که توسط آنها در حال کشف شدن یا شکل گرفتن است  .
اما در مورد بازیها و سرگرمیهای ریاضی که برای دوره تحصیلی راهنمایی مطرح می شوند رعایت چند نکته ضروری است  .

 اولین نکته توجه به درک عددی دانش آموزان است  .تقویت درک عددی دانش آموزان یکی از اهداف کتاب های ریاضی این مقطع است که باید در معماها و بازیهای ریاضی نیز به آن توجه شود  .
در آموزش ریاضی از درک عددی (Number sense) به عنوان فهم شهودی از اعداد ، اندازه و بزرگی آنها ،روابط آنها و تاثیر عملگرهای ریاضی بر آنها یاد می شود .

حس عددی پایه و اساسی برای تمام مفاهیم و نظریات ریاضی می باشد  .
داستان حس عددی دانش آموز وقتی تامل برانگیز می شود که متوجه می شوید دوره راهنمایی به پایان رسیده است و دانش آموز شما در عبارات جبری ، معادلات و رسم خط دچار مشکل می گردد چون هنوز درک خوبی از چهار عمل اصلی در مجموعه اعداد صحیح برای او شکل نگرفته است.
البته نمی توان منکر تدریجی بودن شم عددی شد اما آیا نمی توان به این فرایند سرعت داد ؟

نکته دیگر اینکه بهتر است بازیها و معماهای ریاضی که برای این دوره خاص مطرح می شوند خودرس باشند .
فعالیت های خودرس (Self-checking activities) نیاز به حضور معلم برای تصحیح یا بازبینی نخواهند داشت ، دانش اموزان به سرعت راه حل را مرور کرده و مشکل خود را برطرف می کنند . فعالیت های خودرس کار معلمان را نیز آسانتر کرده اند .

بازیها و سرگرمیهای ریاضی باید نیم نگاهی به گسترش قدرت خلاقیت دانش آموزان نیز داشته باشند، آنجایی که دانش آموزان به یک راه حل برای معما اکتفا نمی کنند یا بعد از اینکه در بازی یا فعالیت ریاضی متبحر می شوند خود اقدام به ساخت بازیها و فعالیت های مشابه می کنند .

به عنوان آخرین نکته توجه به شکل گیری تفکر نقادانه دانش آموزان ( که یکی از اهداف حل مسئله نیزمی باشد) را نباید فراموش کرد  . یک معمای ریاضی از مسیرهای مختلفی حل می شود  ، دانش آموزان باید راه حل های مختلف را نقد کنند و بهترین راه حل را انتخاب کنند .
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 توسط امیر قربانی
مقدمه

باید این مطلب مهم را در نظر داشت که جوامع پیشرفته بشری با عنایت به توسعه آموزش و پرورش خود توانسته اند پله های ترقی و توسعه همه جانبه را به پیمایند.در توسعه آموزش و پرورش ملاکها و فاکتورهای متعددی نقش دارند .مهمترین آن نظام ارزشیابی در آموزش می باشد .آموزش را می توان به عنوان فرایند کنش متقابل معلم و دانش آموز تعریف کرد که به موجب آن تجارب مناسب یادگیری برای رسیدن دانش آموزان به هدف های آموزش و پرورش فراهم می شود . در آموزش و پرورش سنتی ارزشیلبی به عنوان آخرین حاقه های فرایند یاددهی ،یادگیری تلقی می شود که در پایان دوره آموزشی برای جدا کردن دانش آموزان با توانایی یادگیری متفاوت به کار می رفت . امروزه ارزشیابی را بخش جدایی ناپذیر فرایند یاددهی - یادگیری می داند که همراه با آموزش و در ارتباط تنگا نتگ با آن ، به گونه ای مستمر انجام می گیرد و به جای تاکید بر طبقه بندی دانش آموزان و مقایسه آنان با یکدیگر ، هدایت یادگیری آنان را مرکز توجه خود قرار می دهد.

به منظورنظام بخشی به فعالیت های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به رویکردها ونگرش

های نوین درتعلیم وتربیت.اصول زیرتحت عنوان (اصول حاکم برارزشیابی پیشرفت تحصیلی ) تعیین شده است.

1- جدایی ناپذیری ارزشیابی ازفرایند یاددهی-یادگیری:

ارزشیابی دانش آموزان باید به عنوان بخش جدایی ناپذ یر فرآیند یاددهی-یادگیری ونه به عنوان نقطه پایانی آن تلقی شود.

2- استفاده ازنتایج ارزشیابی دربهبود فرآیند یاددهی-یادگیری واصلاح برنامه ها وروشها.

هدف غایی ارزشیابی ، اصلاح وبهبود فرآیند یاد دهی-یادگیری است ونتایج ارزشیابی ها بایددراصلاح برنامه ها وروشها مورداستفاده قراگیرد.

3- هماهنگی میان هدف ها محتوا روش های یاددهی-یادگیری و فرآیند ارزشیابی:

در ارزشیابی باید تناسب و هماهنگی بین هدف ها، محتوا و روش های یاددهی-یادگیری مربوط به هردرس مورد توجه قرار گیرد.

4- توجه به آمادگی دانش آموزان:

بقیه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 توسط امیر قربانی

آرژانتین

در آرژانتین حداقل استانداردهای موردنیاز برای ارتقاء به كلاس بالاتر توسط وزارت آموزش و پرورش تعیین میشود و معلمین مشخص میكنند كه دانشآموز به سطح موردنظر رسیده یا نه ؛ وضع درسی با نمرات 1 تا 3 سنجیده میشود .

آلبانی:

اساس ارتقاء ، شرفت سالانهی دانشآموز است . امتحانات فقط در كلاسهای میانی انجام میشود . در پایان كلاس هشتم امتحانات ویژهای شامل ریاضی و زبان آلبانی برگزار میگردد و در پایان كلاس دوازدهم دانشآموزان در 4 امتحان رشدیافتگی شركت میكنند .

آلمان:

ارزشیابی از دانشآموزان توسط معلمین و بر اساس امتحانات كتبی ، شفاهی ، انجام دادن تكالیف درسی و مشاركت فعال دانشآموزان صورت میگیرد كه نتیجه به صورت گزارش كتبی و یا بر اساس نمرهگذاری در مقیاس 6 به اطلاع خانوادهها میرسد .

آمریکا:

تصمیمگیری در مورد ارتقاء دانشآموزان باتوجه به سیاستهای متفاوت در مناطق مختلف آموزشی بر عهدهی مسؤولان محلی است . در ایالات متحده هیچگونه امتحان رسمی جهت اعطای دیپلم وجود ندارد .

اتریش:

معلمین از دانشآموزان ارزیابیهای مستمر به عمل میآورند و در پایان هر سال گزارش سالانه برای دانشآموزان تنظیم میشود كه مبنای ارتقاء به كلاس بالاتر خواهد بود .

اردن:

نظام آموزشی در این كشور یك نظام باز است و در آن هیچگونه امتحان ملی یا نهایی به جز امتحان كلاس دوازدهم وجود ندارد ، ارزشیابی در تمام پایهها به عهدهی معلم است و تكرار پایه به ندرت اجازه داده میشود .

اسپانیا:

در همهی پایهها اطلا عات لازم برای ارزیابی از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با روشهای مختلف از قبیل مشاهده منظم ، تحلیل تكالیف درسی، آزمونهای كتبی ،شفاهی و عملی جمع آوری خواهد شد.

بنگلادش:

در پایهی اول امتحان وجود ندارد لكن از سال دوم دبستان به بعد امتحان به عمل میآید . در پایهی ششم و هفتم نیز امتحان وجود ندارد و در پایهی هشتم امتحانات كشوری برگزار میشود . در پایهی نهم امتحانات كلاسی وجود دارد و حداقل نمرهی قبولی در هر یك از دروس به دست آوردن 33 درصد نمره میباشد .

بلغارستان:

در دوره ی ابتدایی ارتقاء اتوماتیك و بر اساس سن صورت میگیرد . در دورههای پیش متوسطه ، متوسطه و دانشگاهی وضعیت تحصیلی با نمرات 2 تا 6 مشخص میشود . (ضعیف ، رضایتبخش ، خوب ، خیلی خوب و عالی)

بلژیک:

در دورهی اربتدایی ارتقاء دانشآموزان با نظر معلم انجام میگیرد . در دورهی متوسطه ارتقاء و هدایت تحصیلی دانشآموزان با كمیتهای است كه اعضای آن را تمام معلمین پایهی مربوطه تشكیل میدهند .

برزیل:

تصمیمگیری در مورد ارتقاء دانشآموز به كلاسهای بالاتر توسط معلمین انجام میشود كه باتوجه به ضوابط و استانداردهای حداقل تعیینكننده انجام میگیرد .

بحرین:

در پایههای اول تا سوم ارزشیابی از طریق مشاهدهی فعالیتهای روزمره توسط معلم صورت میگیرد . از پایهی چهارم به بالا ارزشیابی سالی دو بار صورت میگیرد . (در هر نیمسال فعالیتهای روزانه ، نمرهی میان نیمسال و نمرهی امتحان پایان نیمسال مدنظر است) كسب نمرهی قبولی در درس «عربی» الزامی است .

پرو:

نمرهی امتحانات بر اساس نمرات صفر تا بیست مشخص میشود . معدل حداقل 11 و كسب نمرهی در دروس زبان یا ریاضی شرط ارتقاء دورهی ابتدایی است . در دورهی متوسطه ارزشیابی به صورت درسی است .

پرتغال:

در مرحلهی اول آموزش پایه ، ارزشیابی تدریجی و توسط معلمان است . نمرات دانشآموزان از كلاس پنجم تا نهم از 1 تا 5 و در دورهی متوسطه از صفر تا 20 است .

پاکستان:

ارتقاء دانشآموزان تا كلاس نهم اتوماتیك است ، ا متحانات نهایی در پایان كلاس دهم و دوازدهم برگزار میشود .

سوئیس:

تا پایان دوره آموزش اجباری ، هیچ امتحان ویژهای وجود ندارد . امتحان نهایی در پایان مرحلهی دوم متوسطه و پیشدانشگاهی وجود دارد .

سوئد:

هیچگونه امتحان نهایی وجود ندارد . در دورهی آموزش اجباری (نه سال) به جز تعداد معدودی ، بقیه به كلاس بالاتر ارتقاء مییابند . در سال دو بار به دانشآموزانِ كلاسهای هشتم و بالاتر نمرات 1 تا 5 داده میشود .

ژاپن:

ارتقاء به كلاس بالاتر در مرحلهی آموزش اجباری (نه سال) اتوماتیك و قطعی است . دانشآموزی میتواند در مرحلهی دوم متوسطه دیپلم بگیرد كه حداقل 80 واحد درسی را با موفقیت گذرانده باشد .

روسیه:

امتحانات فقط در پایان كلاس هشتم و دهم (یا یازدهم) گرفته میشود . نمرات از 1 تا 5 بوده و نمرهی قبولی 3 میباشد . اخذ نمرهی 2 در سال پایانی مانع اعطای گواهینامه نمیشود .

دانمارک:

ارتقاء به كلاس بالاتر به صورت طبیعی و بر اساس سن است و در هفت سال اول هیچ امتحانی وجود ندارد . در پایههای هشتم تا دهم ممكن است در مقیاس 10 به دانشآموز نمره داده شود .

چین:

در هر سال تحصیلی دو بار امتحان به عمل میآید كه اساس ارتقاء است . امتحانات رسمی در پایان مرحلهی اول دورهی متوسطه و زمان اعطای دیپلم انجام میگیرد .

چک:

وضعیت تحصیلی دانشآموزان از طریق امتحانات كتبی و شفاهی و با نمرات 1 تا 5 مشخص میشود . به دانشآموزان در سال دو كارنامه داده میشود .

فرانسه:

در پایان هر سال تحصیلی در دورهی ابتدایی معلمین مدرسه در مورد ارتقاء دانشآموزان تصمیم میگیرند . در سیكل اول و دوم متوسطه شورای كلاس (معلمین ،‌نمایندگان دانشآموزان ، اولیا و مدیر) این مسؤولیت را دارد .

عمان:

تصمیمگیری در مورد ارتقاء از كلاسی به كلاس بالاتر در هر دورهی تحصیلی برعهدهی معلمان است .

عربستان:

سال تحصیلی در تمام مقاطع به دو نیمسال تقسیم میگردد . نمرات كمتر از نمرهی قبولی (معمولاً 50% نمرهی حداكثر) منجر به شركت در امتحان تجدیدی خواهد شد .

کانادا:

در دورهی ابتدایی ارتقاء به صورت اتوماتیك است و در دورهی متوسطه نظام آموزشی به صورت واحدی است و اعطای دیپلم به ازای گذراندن تعداد واحدهای مشخصی است .

 

کره جنوبی:

در مقاطع مختلف تحصیلی ارتقاء اتوماتیك است و اعطای گواهینامه بر اساس ارزشیابیهای داخل مدرسه است .

نروژ:

در مدارس ابتدایی امتحان رسمی وجود ندارد . در مرحلهی اول متوسطه فقط در دروس اجباری (سالی دوبار) نمره داده میشود و در پایان دوره امتحان نهایی به عمل میآید . در مرحلهی دوم متوسطه برای ارتقاء حداقل نمره‌ی لازم باید كسب شود و موفقیت در امتحان نهایی شرط كسب دیپلم است .

هلند:

ارتقاء در دورهی ابتدایی اتوماتیك است . در پایان دروهی ابتدایی آزمونی برای اعطای گواهینامه وجود دارد . در دورهی متوسطه عمومی امتحانات مدرسهای و كشوری در سال پایانی وجود دارد .

 

برگرفته از سایت ...

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم خرداد 1389 توسط امیر قربانی

مقدمه

آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که هنگام مطالعه از چه روشی استفاده می‌کنید؟ یک روش مطالعه صحیح و اصولی می‌تواند بسیاری از مشکلات تحصیلی را از بین ببرد. بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که افرادی که در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند، روش صحیحی برای مطالعه داشتند. یادگیری (learning) مسئله‌ای است که در سراسر طول زندگی انسان بویژه در دوران دانش آموزی و دانشجویی اهمیت زیادی دارد. چرا که دانش آموزان و دانشجویان همیشه در معرض امتحان و آزمون قرار دارند و موفقیت در آن آرزوی بزرگشان است.

شاید به افرادی برخورده باشید که می‌گویند: همه کتابها و جزوه‌ها را می‌خوانم، اما موقع امتحان آنها را فراموش می‌کنم، یا من استعداد درس خواندن را ندارم، چون با اینکه همه مطالب را می‌خوانم اما همیشه نمراتم پایین است و یا ... . بسیاری از اینگونه مشکلات به نداشتن یک روش صحیح برای مطالعه باز می‌گردد. عده‌ای فقط به حفظ کردن مطالب اکتفا می‌کنند، بطوری که یادگیری معنا و مفاهیم را از نظر دور می‌دارند. این امر موجب فراموش شدن مطالب بعد از مدتی می‌شود، در واقع آنچه اهمیت دارد یادگیری معنا و مفهوم است، چیزی که نمی‌توانیم و نباید از آن دور باشیم.

برای آنکه مطلبی کاملا آموخته شده و با اندوخته‌های پیشین پیوند یابد، باید حتما معنا داشته باشد، در این صورت احتمال یادگیری بیشتر و احتمال
فراموشی کمتر خواهد شد. بنابراین قبل از اینکه خود را محکوم کنیم به نداشتن استعداد درس خواندن ، کمبود هوش ، کمبود علاقه ، عدم تونایی و سایر موارد ، بهتر است نواقص خود را در مطالعه کردن بیابیم و به اصطلاح آنها بپردازیم. در اینصورت به لذت درس خواندن پی خواهیم برد. اولین قدم در این راستا آن است با اندکی تفکر عادتهای نامطلوب خود را در مطالعه یافته و سپس عادتهای مطلوب جایگزین آن گردد.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم خرداد 1389 توسط امیر قربانی

مقدمه

اساسی‌ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف‌های آموزشی ، معلم است. اوست که می‌تواند حتی نقص کتاب‌های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاه‌های علمی معلم نیست که موثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر می‌گذارد.

دیدگاه معلم و فلسفه‌ای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی می‌گذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج می‌کند و به صورت انسان اندیشمندی در می‌آورد که مسئولیت تربیت انسان‌ها را بر عهده دارد. بر شمردن ویژگی‌های معلم کار چندان آسانی نیست. زیرا جوامع مختلف با فلسفه‌ها و نگرش‌های مختلف ، انتظارات متفاوتی از معلم دارند. ولی می‌توان کم و بیش به مشترکاتی که معلمان در همه جا لازم است داشته باشند، اشاره کرد.

ویژگی‌های شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس

*معلم شاگرد نگر

(شاگرد نگر فردی - شاگرد نگر جمعی )

*معلم درس نگر ( علمی و فلسفی)

برگرفته از سایت :   http://daneshnameh.roshd.ir

مشاهده ادامه  در :  ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی

 فهميدن سؤال نصف جواب است

 

يكي از مسائل اساسي در زمينه، موفقيت در امتحانات، به روش امتحان دادن مربوط مي شود.اكثر دانش آموزان و دانشجويان بر اين عقيده هستند كه اولين انتخاب در امتحانات تستي، بهترين انتخاب است. در صورتيكه تحقيقات نشان ميدهد كه اين عقيده صحيح نيست. در زير به پاره اي از مسائل كه با استفاده ازتحقيقات روانشناختي به دست آمده اند و برموفقيت درامتحانات موثرند پرداخته شده است.
1. زمان امتحان دادن را طوري تقسيم بندي كنيد كه طي دو سوم از مدتي كه در

ه مرور كردن پاسخها بپردازيد.

 

2. وقت خود را با فكركردن در مورد سؤالهاي مشكل كه جواب آنها را نميدانيد به هدر ندهيد. درصورتيكه پاسخ سؤالي را نميدانيد، آن را علامت بزنيد و به سؤال بعدي بپردازيد. در پايان مي توانيد به اينگونه سؤالها بيشتر فكر كنيد و احتمالا جواب آنها را بطور صحيح بدهيد.

3. به منظور افزايش تمركز، پس از دريافت برگه سؤالها، ابتدا با برگه اي كه مخصوص پاسخهاست روي سؤالها را پوشانده و سپس شروع به خواندن سوالها و جواب دادن به آنها يكي پس از ديگري نمائيد. اگر پاسخ سؤال اول را دانستيد شروع بنوشتن آن بكنيد، در غيراينصورت به سؤال دوم بپردازيد. بهتراست قبل ازشروع به پاسخ دادن به سؤالها تمام آنها رانخوانيد. زيرا اين امر تمركز شما را كاهش ميدهد.

4. در شروع امتحان خودتان را با اين جمله كه (امتحان سخت است) نترسانيد. بسياري از دانش آموزان در همان لحظه اي كه در حال خواندن سؤال هستند، پيش خودشان زير لب تكرار ميكنند كه اين سؤال سخت است. چنين دانش آموزاني هرگز نمي توانند بطور دقيق به سؤالها پاسخ دهند. بهتر آن است كه در زمانيكه در حال خواندن سؤال هستيد تمام تمركز شما فقط بر روي سؤال باشد.

5. قبل از شروع كردن به پاسخ دادن به هر سؤال، آن را با دقت بخوانيد و سعي كنيد ابتدا دقيقا بفهميد كه چه موضوعي در سؤال مطرح شده است.اعتقاد بر اين است كه حدود پنجاه درصد از جواب در خود سؤال پنهان هست.

6. در صورتيكه سؤال را نمي فهميد، بهتر است از مراقبين جلسه توضيحاتي پيرامون آن بخواهيد. حتي توضيحات بسيار مختصر هم ميتوانند مفيد واقع شوند.

7. در صورتيكه در پايان جلسه امتحان وقت اضافه داشتيد، بهتر است كه جواب سؤالها را مرور كنيد تا اگر اشكالي در آنها وجود دارد پيدا كنيد و آنها را برطرف كنيد.

8. هرگز براي خارج شدن از جلسه امتحان عجله نداشته باشيد. بسياري از دانش آموزان و دانشجويان محتويات كتاب را كاملا فهميده اند اما از آنجائي كه در جلسه امتحان كمي عجله ميكنند نمرات مطلوبي بدست نمي آورند.

از آنجائيكه پاره اي از امتحانات خصوصا در دوره دبيرستان و دانشگاه به صورت تستي برگزار ميشوند، در زير نكات مهم و ضروري پيرامون اينگونه امتحانات ارائه گرديده است.
1. پس از خواندن سؤال ابتدا جواب سؤال را حدس بزنيد وسپس به جوابهاي ارائه شده توجه كنيد. اگر جوابي را كه براي سؤال حدس زده ايد در بين جوابهاي ارائه شده بود، با اطمينان كامل همان را انتخاب كنيد و در پاسخنامه همان را علامت بزنيد.

2. اگر در بين جوابهاي ارائه شده اولين آنها درست بود، به مابقي پاسخها هم توجه كنيد. زيرا ممكن است دربين پاسخها دو جواب صحيح وجود داشته باشد كه يكي از آنها كاملتر از ديگري است.

3. در مورد سؤالهاي مشكل و آنها كه شك داريد، ابتدا جوابهائي كه مطمئن هستيدغلط است را حذف كنيد و سپس به مقايسه مابقي جوابها و انتخاب كاملترين آنها بپردازيد.

4. هميشه به اين موضوع توجه داشته باشيد كه ممكن است پاسخ يك سؤال در ديگري پنهان باشد.

5. گاه گاهي چك كنيد كه مبادا جواب سؤالها را جابجا در برگه پاسخنامه علامت بزنيد.

6. هرگاه لغاتي مانند (هميشه، اغلب، برخي اوقات، هرگز، تنها، فقط، بايد، بطور لازم، بطور كامل، و...) در جمله بكار روند ممكن است معني جمله را عوض كنند. بنابراين هميشه به لغات كليدي و حساس در جملات دقت بيشتري داشته باشيد.

 

روزنامه همشهرى

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی
«تدریس» کاری تجربی و ابتکاری است و خود همکاران در این عرصه‌ی بسیار مهم و حساس دست به نوآوری و ابداع زده و برای آموزش محتوای جدید، از شیوه‌های مناسب و نو استفاده می‌كنند، لکن نباید فراموش كرد که در تدریس، بعضی اصول و ضوابط علمی وجود دارد که رعایت آنها در فرایند تدریس، نظم و جهت‌گیری درست ایجاد کرده و تحقق هدف‌های مورد انتظار را تضمین می‌کند.

یکی از آن اصول، هماهنگی هدف‌ها و روش‌های تدریس انتخاب‌شده است. نوع هدف‌های آموزشی است که نوع روش تدریس را تعیین می‌كند. به عنوان مثال، اگر قصد داریم دانش‌آموزان از طریق فهم مفاهیم به توانایی بررسی و تجزیه و تحلیل موارد اجتماعی برسند، باید از روش‌های آموزش «تحقیق گروهی» و «استدلال استقرایی» استفاده کنیم. اگر هدف ما این است که دانش‌آموزان خود مفاهیم را درک کنند و به تمایز مفاهیم با یکدیگر پی ببرند، لازم است از روش «درک مفهوم» بهره بگیریم. همچنین اگر می‌خواهیم دانش‌آموزان به توانایی‌های خودشان آگاهی یابند و برای رشد خود فعالیت کنند، باید از روش‌هایی مانند «تدریس غیرمستقیم» و «افزایش آگاهی» استفاده كنيم. به طور کلی هدف‌های آموزشی یکی از ملاک‌های انتخاب روش‌های تدریس است.

ملاک دیگری که باید در انتخاب روش‌های تدریس در نظر داشت، امکان مشارکت یادگیرنده در جریان تدریس است. آنچه مسلم است، یادگیری حاصل ارتباط متقابل دانش‌آموز با معلم و سایر عوامل محیط است. اگر معلم موفق شود بین این عوامل و دانش‌آموزان یک ارتباط منطقی و پویا برقرار کند، یادگیری مؤثر به‌وجود خواهد آمد. هر قدر این ارتباط کم باشد و یا هماهنگی لازم بین آنها نباشد، در یادگیری اختلال ایجاد می‌شود. فعالیت یادگیرنده و ارتباط او با سایر عوامل است که دانش‌آموز را به مهارت‌های ذهنی و عملی لازم می‌رساند و او را در حاصل یادگیری سهیم می‌کند. آن بخش از یادگیری در ذهن یادگیرنده ماندگار است که توسط خود او به‌دست آمده باشد و آن بخش از مطالب و مفاهیم از ذهن او به سرعت پاک می‌شوند که صرفاً به او انتقال یافته باشند.

به طور کلی همکاران عزیز باید به خاطر داشته باشند که یادگیری دست‌یافتنی است، نمی‌توان مفاهیم را به دانش‌آموز هدیه نمود و یا انتقال داد، بلکه خود او باید از طریق روش‌های تدریس مناسب مفاهیم را بسازد و در ذهن خود سازماندهی کند. ملاک سوم انتخاب روش تدریس، توجه به آثار پرورشی روش‌ها است. نظر به اینکه تربیت صحیح محور همه‌ی برنامه‌های درسی است و تکیه اصلی ما بر هر دو بعد آموزش و پرورش است، نباید یکی از این دو بعد را فدای دیگری کنیم.

بايد حتی‌الامکان سعی کنیم بین شناخت مفاهیم، اصول و روش‌ها در دروس مختلف از يك طرف و اثرات پرورشی آنها از طرف دیگر اعتدال و هم‌سویی برقرار كنيم.

ملاک چهارم در انتخاب روش تدریس، تدریس جامع‌نگری است. نظر به اینکه یادگیری، لوازم و شرایط متعددی را می‌طلبد و هر یک از روش‌های تدریس، به بعضی از این لوازم و شرایط توجه دارند و هدف‌های خاصی را دنبال می‌کنند، بهتر است از روش‌های تدریس استفاده شود. بعید به نظر می‌رسد که بتوان صرفاً با تکیه بر یک روش به هدف‌های آموزشی مطلوب دست یافت. به عنوان مثال، روش «درک مفهوم» ویژگی‌های ذاتی یک مفهوم را می‌شناساند، روش بحث گروهی ابعاد مختلف یک مسأله را در یک فعالیت گروهی دانش‌آموزی آشکار می‌سازد و روش ایفای نقش نگرش‌ها را عوض می‌کند و غیره.

بنابراین بهتر است، در تدریس یک مفهوم یا یک مسأله از چند روش به طور ترکیبی استفاده کنیم تا یادگیری مؤثر و مفید انجام پذیرد.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی

ای تو  مرا  نادره آموزگار

  افسر  زرین  به  سر  روزگار

روشنی جان من از جان توست    

  خنده من از لب خندان توست

معلم می سوزد ولی نمی سوزاند، هدایت می کند و گمراه نمی سازد، آتش درونش سرد است و سلا م، و دود او همچون عود و رایحه اش جهانگیر. معلم چراغ هدایت و کشتی نجات است. معلم راهنمای خوبی ها و نیکی ها و هدایتگر و بیدار کننده است. معلمی، همان گونه که معلم پیر انقلا ب (ره) فرموده، شغل انبیاست و امت سرگردان را از وادی جهل و ضلا لت به سر منزل هدایت و سعادت و از دریای پرتلا طم فساد و انحراف به ساحل امیدبخش نجات و نیکبختی می رساند. سرنوشت جوامع بشری مرهون سعی و تلا ش آموزگاران و معلمان است. معلم بود که معاویه پسر یزید بن معاویه را آن چنان تربیت کرد که به یک باره راه و رسم غلط و ظالمانه پدرش را کنار گذاشت و در سلک عابدان و زاهدان و هدایت یافتگان درآمد. همین معلمان بودند که مصلحان بزرگی چون امام خمینی(ره)، شهید مطهری(ره) و شهید بهشتی(ره) به جامعه تقدیم کردند: بزرگانی که هر کدام منشا خیرات و برکاتی برای مسلمانان شدند.

در قدرت و توان هیچ کس نیست که مقام و ارزش معلم را برشمارد. چنان که هیچ کس را یارای آن نیست که فعل ایزد بستاید یا نقش عظیم رسولا ن الهی را بر کاغذ بنشاند.

از این رو، خداوند متعال نسبت به شان و مقام عالم و متعلم عنایت خاصی مبذول داشته و آنان را بر سایر طبقات ممتاز ساخته است. او به شخصیت آنان ارج نهاده و برای آنان امتیاز ویژه ای قائل شده است.

پروردگار عالم، دانش و معرفت را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همه مراتب و مقامات قرار داده و بر آدم ابو البشر علیه السلا م منت نهاد: «و علم آدم السما» کلها...(بقره/ ۳۱) در اولین سوره ای هم که بر پیامبر خاتمش صلی الله علیه و آله فرو می فرستد ارزش نعمت علم و دانش را بازگو می نماید و خود را اول معلم عالم وجود قلمداد می کند: «اقرا و ربک الا کرم الذی علم بالقلم، علم الا نسان ما لم یعلم.» (علق ۳-۴-۵) در برخی دیگر از آیات کتاب متین خود نیز به صراحت، برتری معلمان را بر سایر خلق برمی شمارد و آنان را بر تارک تمامی طبقات مردم قرار می دهد: «... قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوا الا لباب.» (زمر/۹) در زمینه اهمیت کار معلمی همین بس که او فرمود: «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا...» (مائده / ۳۲): هر کس نفسی را زنده کند به واقع، تمام جهانیان را زنده گردانیده است (با توجه به اینکه زنده کردن روح و دل آدمی به علم و دانش برتر از زندگی بخشیدن به بدن مادی است.) و همین افتخار برای معلم بس که اگر تا قیامت بدان مباهات کند برازنده اوست.

در میان احادیث پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلا م روایات مربوط به ارزش و اعتبار علم و عالم و متعلم به قدری فراوان است که احصای تمامی آنها نزدیک به محال می نماید. پیامبر گرامی اسلا م صلی الله علیه و آله می فرمایند: «تمامی جنبندگان روی زمین و ماهیان دریا و هر موجود زنده ای در فضا و همه اهل آسمان و زمین برای معلمی که نیکی به مردم بیاموزد طلب آمرزش می کند. دانشمند و دانشجو در پاداش با یکدیگر برابرند و در روز قیامت بدین سبب، بسان دو اسب مسابقه با یکدیگر به رقابت می پردازند.

پیشوای سوم مکتب ما وقتی معلمی سوره حمد به فرزند دلبندش میآموزد به پاس احترام و قدردانی از معلم، هزار دینار و هزار حله به او می بخشد، دهان او را نیز پر از در می گرداند. وقتی برخی از کوته نظران بر او خرده می گیرند که چرا چنین کردی، می فرماید: «این پاداش (بی مقدار) کجا و ارزش واقعی تلا ش و آموزش او کجا؟»

بی سبب نیست که معلم پیر انقلا ب، امام راحل قدس سره، در شان معلم می فرماید: «مقام معلم مقام والا یی است، مقامی بالا تر از مقام معلم نیست.

مقام معظم رهبری نیز در این باره می فرمایند: «واژه معلم... جزو واژه های مقدس است. در جامعه ما، که اساس در تعلیم و تزکیه و تربیت قشرهای گوناگون است، معلم مقام ویژه ای دارد.

همیشه روزگار از بدو خلقت و حتی پیش از آن، تا خدا بوده و هست معلم بوده و هست و هر روز. روز معلم است، اما در انقلا ب عزیز ما، این روز، مصادف با سال روز شهادت شهید مرتضی مطهری است; همو که خلعت معلمی بر قامت رسایش برازنده بوده و علا وه بر برخورداری از «مداد العلما»» با نثار خون خویش مصداق «دما» الشهدا»» نیز گردید و از دو ویژگی علم و شهادت بهره مند شد. یاد او و تمامی معلمان راستین بشریت گرامی باد.




روزنامه مردم سالاری
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی

چگونه یک معلم فعال ، پرانرژی و تاثیر گذار باشیم ؟

معلم منفعل ، تاثیر پذیر صرف و کم انرژی  و یا برعکس ؟

 

حمید رضا ترکمندی – کارشناس ارشد مدیریت

          هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده  منفعل ، بی تفاوت ، تاثیر پذیر صرف ، گوشه گیر  و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد  بتواند بر محیط  کاری خود  ، همکاران ، مدیران و مافوقان  و غیره  تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود دارد  که برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :

1-      مطالعه کافی کتب مرتبط با شغل معلمی ، روزنامه ها و نشریات ، بررسی وبلاگها و سایتها ی فعال معلمان و ادارات آموزش و پرورش  جهت به روز آوری اطلاعات و آگاهی از آخرین یافته های مرتبط با شغل معلمی و کاربست آنها.

2-      مطالعه در زمینه آموزش و پرورش تطبیقی و مقایسه فعالیتهای معلمان و مدارس کشور با  معلمان و مدارس خارجی  و کسب تجربه از فعالیتهای آنان ، این موضوع از طریق بررسی وبلاگ و سایت مدارس و معلمان خارجی به خوبی و به ارزانی  ممکن است .

3-      شرکت فعال در انواع مسابقات علمی و مقاله نویسی معلمان و جشنواره ها که توسط ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش برگزار می شود . این موضوع به مطالعه معلم می انجامد که موجب به روز شدن اطلاعات وی گشته یا موفقیتهایی برایش به دنبال خواهد داشت .

4-      شرکت فعال در کلاسهای ضمن خدمت و باز آموزی معلمان  که توسط ادارات آموزش و پرورش برگزار می گردد .

5-      حضور فعال در جلسه شورای معلمان مدرسه و اظهار نظرهای صحیح و علمی با استناد به مطالعات کافی و حالت منفعل نداشتن در این جلسات جهت مطرح شدن نظرات مثبت شما و جلب توجه مدیر و سایر همکاران  و نیز ترغیب دیگر معلمان شرکت کننده برای شرکت فعال در بحث های جلسه شورا .zibaweb.com

6-      شرکت در مسابقات اقدام پژوهی و انتخاب موضوع های جدید برای تدوین و شرکت در مسابقه.

7-      شرکت در انواع همایش و سخنرانیهای کارشناسان و مدعویین ادارات آموزش و پرورش منطقه و استان جهت کسب اطلاعات علمی جدید در راستای شغل معلمی.

8-      افتتاح وبلاگ یا سایت اینترنتی و درج مطالب نوشته شده به وسیله خودتان و توجه کافی به نظرات بازدید کنندگان و تهیه مطالب درخواستی آنان . و تبادل لینک و اطلاعات با سایر وبلاگها ، این کار موجب  مطالعه بیشتر شما و تمرین کافی برای نوشتن و اظهار نظرهای علمی خواهد شد .

9-      در صورت امکان از مدیر مدرسه بخواهید  هر چند وقت یکبار  به کلاس شما آمده و از نزدیک شاهد فعالیت و روش تدریس شما در کلاس باشد  تا چنانچه  نظری داشت  بعدا" به شما اعلام نماید  در غیر اینصورت با هماهنگی مدیر می توانید از سایر  همکاران مانند بازرسان  و کارشناسان اداره برای حضور در کلاس خود دعوت به عمل آورید .

10-   بردن ابزار و یا استفاده از رسانه های آموزشی در کلاس ، علاوه بر ایجاد جذابیت در تدریس برای دانش آموزان ،  شما را معلمی  علاقمند ، کوشا و فعال  برای سایر همکاران و مدیر مدرسه معرفی خواهد نمود . ابزار آموزشی الزاما" وسایل گرانقیمت که ممکن است در دسترس شما نباشند ، نیستند ،  بلکه وسایل و موادی ارزان و ساده  مانند انواع عکس ، کتب ، مجلات و روزنامه و غیره نیز مفید است .


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی
معنای لغوی افت عبارت است از كمبود، كمی، كم و كاست و نقصان. لذا افت تحصیلی به معنای كمبود و نقصان در فرآیند تحصیل است. یا به معنای تحت اللفظی آن سنجش علل آمار تجدیدی و مردودی دانش آموزان است.

فرآيند آموزش به معناى مجموعه اى است از آنچه كه شاگرد در مدرسه از طريق برنامه درسى آشكار و پنهان مى آموزد و يا فرصت آموزش را به خاطر جاى نگرفتن در برنامه درسى پيدا نمى كند.
درك معلمين، اوليا و دانش آموزان از اين فرآيند چيست؟
نقطه اى را كه دانش آموز از نظر علمى در آن قرار دارد و جايگاه دانش آموزان در هر مقطع و درس و كلاس كجاست؟
هدف هاى رفتارى كه بايد به صورت مشاهده دربيايد و با ابزار و ملاك هاى عينى ارزشيابى شود چيست؟
تا چه اندازه به هدف ها، محتوا، فعاليت هاى يادگيرى دانش آموزان، روش هاى ارزشيابى راهبردهاى تدريس، ابزار يادگيرى، زمان و مكان يادگيرى پرداخته ايم و محيط هاى آموزشى مان عوامل اجرايى، معلم و مسئولان با اين امور آشنا هستند. آيا واقعاً نقطه شروع همه فراگيران يكسان است؟ آيا همه بايد به يك شكل و شيوه مورد ارزشيابى قرار بگيرند؟ آيا ارزشيابى ها استاندارد است؟و داراى اعتبار هستند؟ مى توانند هدف هاى رفتارى موردنظر را بسنجند؟ باتوجه به مراحل پديده آموزشى صحبت درباره افت تحصيلى نبايد سطحى و گذرا باشد. كليه مراحل از شروع نوشتن ارزش ها، ديدگاه ها، هدف تا آخرين مرحله اجرا و ارزشيابى يك به يك با شيوه هاى همه پرسى، پرسشنامه، همايش، سمينار، تحقيقات آمارى بايد مورد بررسى قرار گيرد تا به عوامل موثر در افت تحصيلى به شيوه علمى دست يافت.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید .

برگرفته از سایت :  http://www.zibaweb.com/


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی

معلم کارآمد کیست؟
هرگاه دانش آموزان متوجه شوند که آنچه معلم به هنگام وعظ و خطابه در کلاس بيان مي دارد، با آنچه وي عملااز خود بروز مي دهد متفاوت است، يعني هماهنگي بين عقيده وعمل او وجود نداشته باشد، آنان به چنين موعظه هايي توجه نخواهند کرد و در پي عمل کردن به آنها برنخواهند آمد. اين تفاوت و ناهماهنگي ممکن است بين انتظارات معلم از دانش آموزان و امکاناتي که عملابه آنان داده مي شود نيز مشاهده شود. اگر معلم به دانش آموزان گوشزد کند که مجاز نيستند قبل از آنکه زنگ تفريح زده شود کلاس را ترک کنند اما در عمل نتواند اين قانون را جامه عمل بپوشاند اعتماد دانش آموزان نسبت به قدرت رهبري معلم به تدريج کاهش مي يابد.
بقیه در ادامه مطلب

برگرفته از سایت : http://www.zibaweb.com/


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی

امروزه مساله اصلي دسترسي به اطلاعات نيست. دسترسي ما به اطلاعات بيشتر از حدي است که قادر به مديريت آن باشيم. آنچه مورد نياز است و يادگيري الکترونيکي آن را ارائه مي کند، شيوه هاي بهتر براي پردازش، دريافت معني و خلق مجدد اطلاعات است.

برای خواندن کامل این پست  به ادامه مطلب بروید .

برگرفته از آموزش مجازی پویا


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم اردیبهشت 1389 توسط امیر قربانی

فنون و مهارت هاي مطالعه:
1ـمهم ترين و اصلي ترين نکته در مطالعه برنامه ريزي است.روز و ساعتي که مي خواهيديک مطلب را مطالعه کنيد از قبل تعيين کنيد وبعد به سراغ کتاب برويد.

2ـزمان مطالعه تان را بين ساعت 6  صبح تا 10 شب قرار دهيد و تا نيم ساعت پس از بيدار شدن از خواب نيز مطالعه نکنيد.

3ـ خود را به مکان خاصي براي مطالعه کردن محدود نکنيد سعي کنيد با تمرين کردن در همه ي مکان ها حتي مکان هاي شلوغ هم مطالعه کنيد.بهترين مکان براي مطالعه خانه است زيرا هميشه در دسترس مي باشد.

4ـ ورزش کردن و داشتن تحرک جسماني در  فراگيري بهتر به شما کمک مي کند روزانه حد اقل 15 دقيقه ورزش کنيد.

5ـ کتاب را در 3 مرحله بخوانيد. در مرحله اول بصورت سريع و کلي و روزنامه وار به مطالب کتاب نگاهي بيندازيد و از خود سوال کنيد. در مرحله دوم به صورت عميق و دقيق مطالب را خوانده و ضمن مطالعه نکات مهم را در آورده و آنها را بصورت طرح شبکه اي از کل به جزء سازماندهي کرده و در کاغذي يادداشت کنيد. چرا که با سازماندهي اطلاعات مطالب کتاب در مغز شما بصورت منظم هر يک درجاي خود قرار مي گيرند و بازيابي آن راحت انجام مي شود.در مرحله ي سوم کتاب را مرور کرده واز خود بپرسيد و پس از پايان مطالعه کتاب با دوستتان در باره ي مباحث آن مباحثه کنيد.

6ـ پس از نيم ساعت مطالعه پنج دقيقه استراحت کنيد و به خود پاداشي بدهيد تا به مطالعه علاقه پيدا کنيد(مانند خوردن خوراکي مورد علاقه)

7ـ هنگامي که احساس خستگي مي کنيدمي توانيد با تنفس عميق و شل و سفت کردن اندام هايتان انرژي از دست رفته را جبران کنيد.

8ـ همزمان با مطالعه کار ديگري انجام ندهيد(مانند تماشاي تلويزيون) تا تمرکز شما به حد اکثر برسد.

9ـ هميشه به يک صورت و در يک حال مطالعه نکنيد. بلکه مقداري راه برويد.مقداري روي صندلي بنشينيد و...

10ـ همه جاي کتاب را مطالعه کنيد جدول ها نمودارها عکس هاو... . هيچ جاي کتاب رابدون مطالعه نگذاريد.

11ـ براي فراگيري بهترمطالب را در ذهنتان بصورت زنده و مصور تجسم کنيد.

12ـ برخي از مطالب درسي را بصورت داستان در بياوريد تا بهتر آنهارا درک کنيد و فراموش نکنيد.

13ـ براي جلو گيري از فراموش کردن اعداد آنهارا بصورت کلمات رمز در بياوريد و حفظ کنيد مثلا" عدد ?? را بصورت  کلمه ي ني در بياوريد و حفظ کنيد که حرف اول نه و يک است.

14ـ برخي از واژه هاي سخت و مشکل لاتين را به نمونه ي مشابه آن در فارسي تبديل کنيد تا راحت تر بتوانيد آن را به خاطر بسپاريد. مثلا" کلمه ي آندره مارلو(نويسنده کتاب ضد خاطرات) را مي توانيد تبديل به کلمه ي فارسي آن(( دره مال رو))  کنيد و به خاطر بسپاريد.

15ـ يکي از روش هاي جلوگيري از فراموشي داده ها استفاده از گره ي مکاني است. در اين روش شما مطلب درسي را با يک مکان واقعي پيوند مي زنيد. مثلا" براي به خاطر سپردن نام ((بل)) مخترع تلفن.مي توانيد اينگونه براي خود تصوير سازي کنيد در اتاق خوابم دراز کشيده بودم که ناگهان تلفن زنگ زد.فورا" گوشي را برداشتم و دوستم بل بود که مي گفت: الو.الو صدا مياد؟

16ـ مطالب شبيه به هم رابهتر است طبقه بندي کنيد.تا فراموش نشوند مانند طبقه بندي زير:

گروه اول:کتاب-روزنامه-مجله

گروه دوم:ميز- صندلي-کاناپه

گروه سوم:خودکار-جوهر-مداد

17ـ برخي از مطالب را اگر بصورت شعر در بياوريد.بهتر ياد مي گيريد مانند شعر زير که براي درک يکي از فرمول هاي رياضي بکار مي رود:
سينوس چوبر فرق کسينوس نشيند

تانژانت پديد آيد و برعکس کتانژانت

18ـ  برخي از درس ها را اگر بصورت آهنگين و و موسيقايي حفظ کنيد بهتر فرا مي گيريد مخصوصا" کودکان به مطالب آهنگين بيشتر علاقه نشان مي دهند.

19ـ استفاده از حرف اول کلمات نيز روش مناسبي است که براي يادگيري مطالب فرار و شبيه هم مي توان از آن استفاده کرد. مثلا" براي به خاطر سپردن آثار نظامي مي توان از کلمه ي (ملخها) استفاده کرد که حرف اول کلمات: مخزن الاسرار  ليلي و مجنون  خسرو و شيرين  هفت پيکر   و اسکندر نامه  مي باشد.

20ـ مي توانيد از طريق تصويرسازي ذهني مطالب درسي را با حيوانات و اشياء جاندار مر بوط کنيد و آنها را راحت تر به خاطر بسپاريد.براي نمونه مي توان  براي ياد گرفتن حرف F انگليسي آن را به آچار فرانسه تشبيه کرد و به خاطر سپرد.

21ـ پس از خواندن کتاب آن را به کناري نگذاريد .به منظورجلوگيري از فراموشي و صرفه جويي در وقت و زمان مطالب کتاب را به ترتيب زماني زير مرور کنيد:

مرور اول:يک روز پس از مطالعه

مرور دوم:ده روز پس ازمرور اول

مرور سوم:يک ماه پس از مرور دوم

مرور چهارم:5ماه پس از مرور سوم

مرور پنجم:يک سال پس از مرور چهارم

 ترفند هاي امتحان دادن:
***************************************
 1ـشب امتحان زود بخوابيد و از خوردن زياد موادي که داراي کافئين مي باشند خودداري کنيد(مانند چاي و قهوه)

 2ـ دوساعت قبل از امتحان کتاب را کنار بگذاريد و مطالبي را که فرا گرفته ايد بصورت بحث گروهي با دوستانتان مباحثه کنيد و اشکالاتتان را از يکديگر بپرسيد.

 3ـ  حداقل يک ربع زود تر در جلسه امتحان حاضر شويد و مجهز باشيد يعني وسايل لازم را همراه خود بياوريد و پس از نشستن روي صندلي نفس عميقي بکشيد و با ياد خداي بزرگ امتحان را شروع کنيد.

 4ـ پس از گرفتن برگه ي امتحان  و نوشتن مشخصات خود روي آن ابتدا همه ي سوالات را با دقت بخوانيد و اگر به سوال ساده اي رسيديد فورا" جوابش را بدهيد.سوالاتي را که جوابشان را نميدانيد کنارشان علامت  _  بزنيد  و سوالاتي را که جوابشان را مي دانيد ولي وقت زيادي مي گيرند کنارشان علامت  +  بگذاريد تا بعدا" دوباره به سراغشان بياييد و جواب بدهيد.

 5ـ سعي کنيد به همه سوالات پاسخ دهيد حتي اگر جواب سوالي را نميدانيد سعي کنيد از خودتان چيزي بنويسيد.

 6ـ پس از پاسخ به همه سوالات برگرديد و يک بار ديگر سوالات را با دقت بخوانيد و پاسخ هايتان را مرور کنيد تا احيانا" اشتباهي رخ نداده باشد.
*******************************************
 22ـ پس از دادن امتحان فورا" سراغ امتحان بعدي نرويد? بلکه جند ساعت استراحت کنيد و تفريح مورد علاقه ي خود را انجام دهيد و زماني را براي ورزش در نظر بگيريد.

 23ـ پس از دادن برگه ي امتحان  ، با ديگران دنبال جواب سوالات نگرديد چرا که وقتي نتيجه داده شد،  مي توانيد مطلع شويد.( وقت و انرژي خود را به جاي پيدا کردن جواب سوالات امتحان قبل?روي امتحان بعدي بگذاريد.)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام فروردین 1389 توسط امیر قربانی

1-      به موضوع درس خود ،علاقه مند باشید .

2-      بر ماده درسی خود، مسلّط باشید .

3-      بدانید، از چه راهی می توانید آنچه را در نظر دارید، یاد بدهید؟ بهترین روش یاد دادن را خودتان پیدا کنید .

4-      به چهره شاگردان خود نگاه کنید، تا متوجه انتظارهای آنها بشوید . دشواری های آنها را کشف کنید؛ توانایی این را داشته باشید که بتوانید خودتان را به جای آنان بگذارید .

5-      به آگاهی های خشک قناعت نکنید. بکوشید مهارت را که لازمه عقل و اندیشه است و عادت به کار منظم را، در دانش آموزان تقویت کنید و تکامل بخشید.

6-      بکوشید تا حدس زدن و پیش بینی کردن را، به آنان بیاموزید.

7-      سعی کنید، اثبات کردن را به دانش آموزان یاد بدهید.

8-      در مسأله ای که طرح شده است ، چیزی را جستجو کنید که، برای حل مسأله های دیگر مفید است . از موقعیتی که مسأله مشخص مفروض دارد ،روش کلی را کشف کنید .

9-      راز خود را ، بلافاصله فاش نکنید . اجازه بدهید دانش آموزان تا آنجا که می توانند تلاش خود را برای حل یا حدس راه حل ، به کار برند ؛ به دانش آموزان امکان بدهید ،هر چه بیشتر خودشان کشف کنند .

10- با اشاره های خود ، دانش آموزان را راهنمایی کنید، ولی عقیده خود را ، به زور به آنها تحمیل نکنید .

نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم فروردین 1389 توسط امیر قربانی

چنانچه در مطالب قبلی گفتیم که معلم نباید قبل از تشخیص علت و اهداف بدرفتاری دانش آموز وارد عمل شود و پیامدهایی که بر سر تشخیص و واکنش نادرست معلمان وجود دارد شرح داده شد . حال در این پیک قصد داریم تا به شما راههای درست عمل کردن در مواقع مختلف بدرفتاری دانش آموز را شرح دهیم .

 

 

رفتار انتخابی برای معلمان

آن گاه که معلمی هدف کودک را از رفتار نادرست تشخیص داد ، پاسخهایی مطرح می شود . پاسخ های انتخابی برای هر یک از اهداف رفتار نادرست دانش آموز در زیر توضیح داده می شوند.

 

 

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز تلاش برای جلب توجه است :

هر جا که امکان دارد ، معلم باید تلاش کودک را برای جلب توجه نادیده گرفته و در عوض رفتار مثبت کودک را که به منظور جلب توجه انجام نمی گیرد ، مورد توجه و تشویق قرار دهد . البته نمی توان از آن رفتار نادرست کودک که سلامتی خود او یا دیگران را تهدید می کند ، چشم پوشی کرد ؛ اما اغلب رفتارهای نادرستی که موجب رنجش و ناراحتی در معلم می شوند را می توان نادیده گرفت ؟ گرچه تنها نادیده گرفتن رفتار کافی و مؤثر نیست ؛ چرا که به تشدید آن رفتار نامطلوب و یا حتی تمسک به رفتارهای نادرست شدیدتری مثل قدرت نمایی می انجامد . به خاطر داشته باشید که تلاش کودک برای جلب توجه به یک رفتار جهت دار یا هدف دار است و غفلت از آن ، مانع حصول هدف کودک می شود . از طرف دیگر توجه به کودک هنگامی که در صدد جلب توجه نیست ، موجب تقویت رابطة علت و معلولی بین ارائه رفتار پسندیده و دریافت توجه در او می شود . او خیلی زود می فهمد که اگر وظیفه اش را انجام دهد  و از مقررات و ارزش های اجتماعی تبعیت کند ، یعنی مورد پذیرش قرار گرفته و تعلقی دارد . چیز دیگری هم ضمن انجام وظیفه از سوی کودک رخ خواهد داد و آن اعتقاد به این امر است که با انجام وظیفه ، به توجهی که می خواهد ، می رسد . در این صورت ، هر چه بیشتر چیزی را که باید بیاموزد فرا می گیرد ، بیشتر نسبت به خودش اعتماد به نفس پیدا می کند ، امتحانات را بهتر می دهد ، بیشتر احساس حاکمیت بر سرنوشت خود پیدا می کند ، امتحانات را بهتر می دهد ، بیشتر احساس حاکمیت بر سرنوشت خود پیدا می کند ، انگیزش بیرونی کم کم جای خود را به انگیزش درونی می دهد . مرکز کنترل از خارج به درون تغییر می یابد ، در نتیجه ، کودک نیاز کمتر و کمتری به توجه بیش از حد معلم پیدا می کند ؛ زیرا اکنون او توان درک آن احساسات را از طریق پیشرفتهای خودش داراست .

 


 

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز قدرت نمایی است :

همان طور که قبلاً مطرح شد ، تنها مقابله به مثل یا تسلیم مؤثر نیست . بلکه این دو موقعیت های برنده و بازنده هستند . معلمان باید از درگیر شدن در قدرت نمایی اجتناب کنند . آتش قدرت نمایی خیلی زود خاموش می شود ، بخصوص وقتی که کسی نیست که با کودک مقابله کند . بخشی از عمل اجتناب از درگیری در کمک کردن به کودک است تا هدف خود را از رفتار نامطلوب دریابد، مثل نیاز او به ریاست .

طبق نظر دریکرز کمک به کودک برای جلب توجه به تنهایی مؤثر نیست ، صرف اجتناب از قدرت نمایی هم مؤثر نمی باشد . یک معلم باید بیش از این تلاش کند . یاد داشته باشید که رفتار نادرست کودکان هدفدار است . اجتناب از قدرت نمایی تنها آن هدف را تأمین نشده بر جای می گذارد .

معلمان باید نیاز کودکان به قدرت را به سوی تلاشهای سازنده سوق دهند ؛ اما یک معلم چگونه می تواند این کار را انجام دهد ؟ قبولاندن این مطلب به کودک که شما نمی دانید . در برابر بدرفتاری او چه کار کنید و سپس مطرح ساختن این پرسش که به نظر تو ما برای حل این مسأله چه کار می توانیم بکنیم ، به کودک بدرفتار یک فرصت اجتماعی برای رئیس بودن می دهد .

شما به عنوان یک معلم شاید از کیفیت راه حلهای به وجود آمده تعجب کنید . همان طور که چنین موردی در مقالة کلاس هم آمده ، طرحهای اصلاحی ارائه شده توسط کودک در صورتی که جوابگوی نیاز معلم باشند ، باید پذیرفته شوند . گذشته از آن ، وقتی که یک راه حل جوابگوی مسأله ای است ، مگر اهمیت دارد که چه کسی به این راه حل رسیده است ؟

تفهیم این مطلب به کودک که شما قادر به مجبور ساختن او به انجام کامل یک تکلیف نیستید یا نمی توانید او را مجبور به ارائه فلان تکلیف بکنید ، تا خودش نخواهد ، مبین این حقیقت است که تنها کودکان هستند که دارای قدرت نهایی بر رفتارشان هستند. آنها می دانند که این مطلب درست است و با تأیید این مطلب از جانب معلم ، متوجه می شوند که شما هم می دانید که چنین است . هنگامی  که مطلب علنی باشد ، کودکان برای اثبات آن به تلاش کمتری نیاز دارند . حقیقت مطلب این است  که تکلیف ناقص یا ورقة ارائه نشده فقط پوششی برای پنهان کردن احساس ناتوانی کودک است . اغلب کودکان برای کتمان یا دلسردی و ناامیدی به انجام کارهای « بزرگ » دست می زنند .

در این دنیا افراد کمی هستند که خواهان پذیرش مسئولیت های یک رئیس یا رهبر هستند ، چرا ما این مسئولیت را به کودکان علاقمند محول نکنیم ؟

پست های حساس را به آنها بسپارید . بگذارید که ناظر تغذیه باشند ، پیام ها را به دفتر ببرند ، به کودکان کوچکتر کمک کنند ، بر توزیع مواد نظارت داشته باشند ، مأمور عبور کودکان از خیابان باشند و کارهای دیگری از این نوع . اکثر مردم که کودکان نیز شامل آنها می شوند ، مسئولیت و قدرت پذیری را کاملاً جدی می گیرند . گذشته از آن ، با انجام این کار نیاز آنها به قدرت و منزلت اجتماعی مرتفع می شود و با شیوه ای که از نظر اجتماعی مطلوب و پسندیده است ، به انجام کار می پردازند .

 


 

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز انتقام جویی است :

اولین نصیحت این است که « تلافی نکنید » و « این کار را هم خود انجام ندهید » گرچه رفتار دانش آموز هدفدار است ، اما شما به طور عادی منظور و هدف ویژه آنها نیستید . کودک ضربه ای وارد می کند و شما تصادفاً مخاطب او قرار می گیرید . هر قدر که مشکل باشد ، معلم باید نشان دهد که برای کودک ارزش قائل است و به او و به درست رفتارکردن او اهمیت می دهد .

وقتی نوجوانی به یکی از والدینش می گوید « من از تو متنفرم . ای کاش شما پدرم نبودید » این کلمات از تیغ هم برنده ترند . نیاز به تلافی کردن نیاز است . حال تصور زمانی را بکنید که آن پدر یا مادر در جواب به او بگویند : « بسیار خوب ، من هنوز تو را دوست دارم » . اگر هدف کودک از بدرفتاری روشن شود ( مثلا ً : « آیا این رفتار تو به این دلیل نیست که می خواهی به دیگران صدمه بزنی ؛ چون فکر می کنی آنها به تو آزار رسانده اند ؟» ) و سپس بیانات و رفتاری حاکی از اهمیت دادن صادقانه به او مطرح شود ، نیاز کودک به انتقام جویی کمتر می شود . هنگامی که کودک حس کند که به گروه تعلق دارد ، انگیزش کمتری برای انتقام جویی کمتر می شود . هنگامی که کودک حس کند که به گروه تعلق دارد ، انگیزش کمتری برای انتقام جویی از دیگران ( معلم ، دوستان و دیگران ) در او باقی می ماند . در واقع او احساس تعلق و تشخیص و تمیز را به دست آورده است .

 

 

در مواقعی که علت بد رفتاری دانش آموز بیان بی کفایتی است :

هنگامی که کودکی ناتوانی خود را ابراز می کند ، کاری را پیدا کنید که او می تواند انجام دهد و در آن به موفقیت دست یابد . بر توانایی های کودک تکیه کنید . جملاتی مثل « من می دانم که این توان در تو وجود دارد » و « من واقعاً معتقدم که تو می توانی این کار را انجام دهی » ، می تواند انگیزش و ابتکاری برای به تلاش واداشتن کودک به وجود آورد . هنگامی که کودک شروع به تلاش کند ، شانس هزارها تشویق از جانب معلم به وجود خواهد آمد .

در نهایت شما به دنبال بی تفاوت کردن کودک نسبت به تشویق های خارجی برخواهید آمد ؛ اما فعلاً دست نگه دارید . اگر شما در صدد قانع کردن او نسبت به این مطلب که او فرد شایسته ای است بر نیاید ، چه کسی این کار را خواهد کرد ؟ به عقیدة بالسن این کودکان به تأییدات مثبت والدینشان نسبت به توانایی ها و قابلیت هایشان جهت ارائه عملکردهایی مفید  و سازنده و همراه با همکاری نیازمندند

نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم فروردین 1389 توسط امیر قربانی

کودکان ما باید روزانه مقدار زیادی مطالب جدید در حافظه‌شان ضبط کنند. برای این‌که مطالبی را که در مدرسه به آن‌ها توضیح داده‌اند، یا در کلاس قرآن یاد گرفته‌اند، خوب بفهمند، باید در خانه یاد گرفته‌هایشان را تمرین کنند تا حسابی برایشان جا بیفتد. پیشرفت یا عدم پیشرفت در کلاس حفظ یا مدرسه به یادگیری در خانه، بستگی جدایی‌ناپذیری دارد. در این‌جا ما می‌توانیم به شیوه‌ای متفاوت از کلاس قرآن، اثری مستقیم بر رفتار و آموزش‌های قرآنی کودکان‌مان داشته باشیم.
اطمینان بهترین کنترل است
بسیاری از پدر و مادرها هر روز دفتر یادداشت کودک‌شان را نگاه می‌کنند که چه تکالیفی دارد و بررسی می‌کنند که آیا همه آن‌ها را به طور منظم انجام داده یا آیه‌های درس امروز که باید حفظ می‌کرد را هم از او می‌پرسند.
اگر غلط املایی یا نقصی در حفظ آیات داشته باشد، کودک باید یک بار دیگر بنشیند و تکالیفی را که ایراد داشته است را از اول بنویسد یا آیات را آن‌قدر بخواند تا همه را خوب یاد بگیرد.
متأسفانه این روش کنترل که با حسن نیت انجام می‌شود، بیش‌تر وقت‌ها این تأثیرات منفی را بر جا می‌گذارد:
ـ در بهترین حالت، بچه‌ها روز به روز استقلال خود را از دست می‌دهند. در کلاس حفظ و مدرسه هم کم‌تر توجه می‌کنند؛ چون کاملا به کمک پدر و مادرشان تکیه می‌کنند.
ـ در بسیاری از دانش‌آموزان، به جای این‌که لذت یادگیری افزایش یابد، بیش‌تر ناکامی در کلاس حفظ و مدرسه و همراه آن، خشم پدر و مادر بیش‌تر می‌شود.
ـ عده‌ای هم با دروغ، عکس‌العمل نشان می‌دهند. «ما امروز اصلا کاری نداریم!» یا به شدت سرپیچی می‌کنند. (حوصله ندارم!)
مسئولیت‌پذیری
به کودکان این احساس را بدهید که کلاس قرآن، مدرسه و یادگیری، از کارهای مهم او هستند. این‌که شما اصلاً‌ تکالیف او را کنترل نکنید، درست نیست، ولی مجبور نیستید که هر روز همه چیز را کنترل کنید. قدم به قدم شروع کنید و فقط سؤال کنید که آیا همه چیز انجام شده یا نه. هنگام مشکلات از کمک کردن به او دریغ نکنید.
کمک به یادآوری
هم‌چنان که یک کودک به لباس، اسباب بازی و ... احتیاج دارد، به یک محل مناسب برای درس خواندن و حفظ کردن قرآن و چند ابزار کمکی هم نیاز دارد تا یادگیری را آسان‌تر کند.
ـ یک دفتر بزرگ انجام تکالیف که در صورت امکان تقویم هم باشد و دارای دفتر تلفن، دفتر یادداشت و دفتر خاطرات هم باشد، برای او تهیه کنید.
ـ برای کودک‌تان توضیح بدهید که چرا بزرگ‌سالان از چنین کمک‌هایی برای یادگیری استفاده می‌کنند و چطور او می‌تواند از آن برای کلاس قرآن و مدرسه و تکالیف منزلش استفاده کند.
ـ به او کمک کنید که تاریخ‌های خصوصی و شماره تلفن‌های دوستانش را در آن وارد کند و مدت دو هفته در نوشتن آن‌ها به او کمک کنید.
ـ سپس فقط یک روز در میان تکالیفش را ببینید. پس از چهار هفته، فقط دو بار در هفته و بالاخره اصلاً‌ دیگر تکالیفش را نبینید.
کودک‌تان را عادت دهید که خودش جواب‌گوی تکالیف خانه‌اش باشد. هر روز دوستانه از او بپرسید که آیا به خوبی همه کارهایش را انجام داده است. اگر پس از آن، کودک‌تان تکالیفش را نشان‌تان داد، این کار او را تحسین کنید! اگر در این میان متوجه نقص، اشتباه یا شلختگی در کارش شدید، لطفاًً فقط از این نظر کمی او را راهنمایی کنید.
کودک زود متوجه می‌شود که شما واقعاً باور دارید که او همه کارهای کلاس قرآن و مدرسه را خودش به طور منظم انجام می‌دهد و به این ترتیب به بهترین شیوه احساس خودارزشمندی را در او تقویت می‌کنید. کودک‌تان احساس می‌کند که به او اعتماد دارید و
این مهم‌ترین زیربنا برای یک زندگی موفقیت‌آمیز است.

جواد شهبازی

 


 


کودکان ما باید روزانه مقدار زیادی مطالب جدید در حافظه‌شان ضبط کنند. برای این‌که مطالبی را که در مدرسه به آن‌ها توضیح داده‌اند، یا در کلاس قرآن یاد گرفته‌اند، خوب بفهمند، باید در خانه یاد گرفته‌هایشان را تمرین کنند تا حسابی برایشان جا بیفتد. پیشرفت یا عدم پیشرفت در کلاس حفظ یا مدرسه به یادگیری در خانه، بستگی جدایی‌ناپذیری دارد. در این‌جا ما می‌توانیم به شیوه‌ای متفاوت از کلاس قرآن، اثری مستقیم بر رفتار و آموزش‌های قرآنی کودکان‌مان داشته باشیم.
اطمینان بهترین کنترل است
بسیاری از پدر و مادرها هر روز دفتر یادداشت کودک‌شان را نگاه می‌کنند که چه تکالیفی دارد و بررسی می‌کنند که آیا همه آن‌ها را به طور منظم انجام داده یا آیه‌های درس امروز که باید حفظ می‌کرد را هم از او می‌پرسند.
اگر غلط املایی یا نقصی در حفظ آیات داشته باشد، کودک باید یک بار دیگر بنشیند و تکالیفی را که ایراد داشته است را از اول بنویسد یا آیات را آن‌قدر بخواند تا همه را خوب یاد بگیرد.
متأسفانه این روش کنترل که با حسن نیت انجام می‌شود، بیش‌تر وقت‌ها این تأثیرات منفی را بر جا می‌گذارد:
ـ در بهترین حالت، بچه‌ها روز به روز استقلال خود را از دست می‌دهند. در کلاس حفظ و مدرسه هم کم‌تر توجه می‌کنند؛ چون کاملا به کمک پدر و مادرشان تکیه می‌کنند.
ـ در بسیاری از دانش‌آموزان، به جای این‌که لذت یادگیری افزایش یابد، بیش‌تر ناکامی در کلاس حفظ و مدرسه و همراه آن، خشم پدر و مادر بیش‌تر می‌شود.
ـ عده‌ای هم با دروغ، عکس‌العمل نشان می‌دهند. «ما امروز اصلا کاری نداریم!» یا به شدت سرپیچی می‌کنند. (حوصله ندارم!)
مسئولیت‌پذیری
به کودکان این احساس را بدهید که کلاس قرآن، مدرسه و یادگیری، از کارهای مهم او هستند. این‌که شما اصلاً‌ تکالیف او را کنترل نکنید، درست نیست، ولی مجبور نیستید که هر روز همه چیز را کنترل کنید. قدم به قدم شروع کنید و فقط سؤال کنید که آیا همه چیز انجام شده یا نه. هنگام مشکلات از کمک کردن به او دریغ نکنید.
کمک به یادآوری
هم‌چنان که یک کودک به لباس، اسباب بازی و ... احتیاج دارد، به یک محل مناسب برای درس خواندن و حفظ کردن قرآن و چند ابزار کمکی هم نیاز دارد تا یادگیری را آسان‌تر کند.
ـ یک دفتر بزرگ انجام تکالیف که در صورت امکان تقویم هم باشد و دارای دفتر تلفن، دفتر یادداشت و دفتر خاطرات هم باشد، برای او تهیه کنید.
ـ برای کودک‌تان توضیح بدهید که چرا بزرگ‌سالان از چنین کمک‌هایی برای یادگیری استفاده می‌کنند و چطور او می‌تواند از آن برای کلاس قرآن و مدرسه و تکالیف منزلش استفاده کند.
ـ به او کمک کنید که تاریخ‌های خصوصی و شماره تلفن‌های دوستانش را در آن وارد کند و مدت دو هفته در نوشتن آن‌ها به او کمک کنید.
ـ سپس فقط یک روز در میان تکالیفش را ببینید. پس از چهار هفته، فقط دو بار در هفته و بالاخره اصلاً‌ دیگر تکالیفش را نبینید.
کودک‌تان را عادت دهید که خودش جواب‌گوی تکالیف خانه‌اش باشد. هر روز دوستانه از او بپرسید که آیا به خوبی همه کارهایش را انجام داده است. اگر پس از آن، کودک‌تان تکالیفش را نشان‌تان داد، این کار او را تحسین کنید! اگر در این میان متوجه نقص، اشتباه یا شلختگی در کارش شدید، لطفاًً فقط از این نظر کمی او را راهنمایی کنید.
کودک زود متوجه می‌شود که شما واقعاً باور دارید که او همه کارهای کلاس قرآن و مدرسه را خودش به طور منظم انجام می‌دهد و به این ترتیب به بهترین شیوه احساس خودارزشمندی را در او تقویت می‌کنید. کودک‌تان احساس می‌کند که به او اعتماد دارید و
این مهم‌ترین زیربنا برای یک زندگی موفقیت‌آمیز است.

 

برگرفته از سایت ....

نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم آذر 1388 توسط امیر قربانی

به راستی معلمان چه نقشی در موفقیت دانش آموزان دارند ؟ و چگونه معلمان عزیز می توانند به دانش آموزان کمک کنند تا بتوانند در راه موفقیت گام بردارند و پله های ترقی را طی کنند تا به هدف نهایی خود برسند؟ بی شک اگر معلمین عزیز خود شناخت کافی از موفقیت و چگونگی رسیدن به موفقیت نداشته باشند این امر میسر نخواهد شد در این مقاله سعی شده خیلی مختصر به این مقوله پرداخته شود.

موفقیت چگونه به دست می آید؟

موفقیت ها اتفاقی نیستند بلکه آنها نتیجه ی نگرش های ما هستند و این ما هستیم که نگرش هایمان را تعیین می کنیم . پس موفقیت هایمان را نیز خود تعیین می کنیم. چگونه فردی در مسیر موفقیت گام به گام به جلو می رود ولی دیگری هنوز در حال آماده کردن خود است . چگونه فردی در طول عمرش یکی پس از دیگری بر مشکلات فائق می آید ولی دیگری فقط نظاره می کند و راه به جایی نمی برد.اگر بتوانیم پاسخ این دو سوال را در بخشی از برنامه های درسی مان بگنجانیم شاهد انقلابی در نظام آموزشی خواهیم بود.

موفقیت چیست؟ در زمینه موفقیت و شکست، تحقیقات زیادی انجام شده است.هرآنچه که برای انجام کاری لازم است تا آن را بدانیم در دل تاریخ نهفته است هنگام مطالعه زندگینامه افراد موفق می بینیم که آنها دارای کیفیت های معین و عمومی بوده اند و مهم نیست که در چه دورانی از تاریخ زندگی می کردند موفقیت چیز عجیبی نیست بلکه آن صرفا" نتیجه به کارگیری مستمر یک سری اصول اساسی درست است .

چگونه موفقیت را تعریف کنیم ؟ چه چیزی یک شخص را موفق می سازد ؟ ما چگونه موفقیت را می شناسیم؟ برای عده ای از مردم موفقیت به معنای دستیابی به ثروت است، برای دیگران می تواند شهرت، سلامتی، خانواده ی خوب، خوشبختی، کامیابی و یا آرامش خیال باشد . واقعیت این است که موفقیت یک پدیده ذهنی است و برای افراد مختلف می تواند معانی متفاوتی داشته باشد موفقیت به واقعیت درآوردن تدریجی یک هدف ارزشمند است ، موفقیت و شکست دوشادوش هم حرکت می کنند موفقیت خواهان آن چیزی است که شما می خواهید و خوشبختی خواهان آن چیزی است که شما کسب می کنید.

تعدادی از موانع موفقیت :

1-  خود          2- ترس از شکست یا موفقیت / فقدان اعتماد به نفس    3- بی برنامه بودن

4- نبودن اهداف مدون    5- تغییرات زندگی    6-تعلل    7- مسئولیت پذیری خانوادگی             8 - نبود تمرکز حواس     9- نبود آموزش ، نبود استقامت و پایداری

تلاش ها در زندگی می توانند به شکست یا پیروزی منتهی شوند . بسته به این که ما چگونه آنها را به کار می بندیم پیروزی بدون تلاش میسر نیست .

یک معلم زیست شناسی به دانش آموزان خود این موضوع را که چگونه یک کرم به پروانه تبدیل می شود آموزش می داد او به دانش آموزان می گفت که در طول چند ساعت آینده پروانه تلاش خواهد کرد تا از پیله بیرون بیاید اما کسی نباید به او کمک کند سپس از کلاس بیرون رفت. دانش آموزان درانتظار بیرون آمدن پروانه بودند تلاش می کرد تا از پیله بیرون بیاید یکی از دانش آموزان برخلاف توصیه معلم از روی دل سوزی تصمیم گرفت به پروانه کمک کند تا از پیله بیرون بیاید او برای کمک به پروانه پیله را شکافت طوری که دیگر پروانه مقدور نبود تلاشی بکند اما طولی نکشید که پروانه مرد .هنگامی که معلم برگشت و توضیح خواست که چه اتفاقی افتاده است . بعد از دریافت موضوع، او گفت که آن دانش آموز با کمک به پروانه در واقع کرم را کشته است .زیر این قانون طبیعت است که تلاش پروانه برای بیرون آمدن از پیله برای رشد و نیرومند شدن بالهایش لازم است.آن پسر پروانه را از تلاش محروم کرد و پروانه مرد .

چنین قوانینی بر زندگی ما نیز حاکم است . در زندگی هیچ چیز با ارزشی را بدون تلاش نمی توان به دست آورد . ما هم چون والدین بسیار مواظب هستیم تا افرادی را که دوستشان داریم در زحمت نیفتند و به آنها اجازه ی تلاش و تقلا را نمی دهیم تا قوی شوند.

منبع : شما هم می توانید موفق شوید

نویسنده : شیو خیرا 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط امیر قربانی

کار مداوم و باپیگیری

برای حل یک مساله ریاضی (اگر مضمونی تازه داشته باشد و در ردیف تمرین‌های ساده پایان درس نباشد) نمی‌توان روش یا روشهای کلی پیدا کرد. بنابراین، چاره‌ای جز این نداریم که با تکیه بر تجربه زندگی ، آگاهی علمی ، مقایسه و تجزیه و تحلیل راههای گوناگون و در هر حال ، به کارگرفتن اندیشه ، خود و استعداد خود ، مسیر بهینه را بیابیم. برای حل مساله‌های ریاضی هم باید از همین راه رفت و نباید منتظر "دستورها" و "نسخه‌های شفابخش" بود. چنین دستورها و نسخه‌هایی که بتوان به یاری آنها ، از عهده حل هر مساله برآمده وجود ندارند. با همه اینها ، می‌توان، از راهنمایی‌هایی سود برد. بویژه ، برای کسانی که بطور دایم و مستمر با حل مساله سروکار دارند، این راهنمایی‌ها و توصیه‌ها می‌تواند سودمند باشد.

 

ضمن برخورد با یک مساله ، به نکته‌ای توجه داشته باشید: اگر با مساله‌ای جدی و ناآشنا روبرو هستید، منتظر موقعیت سریع نباشید، از میدان در نرود و خیلی زود ناامید نشوید. گاهی برای رسیدن به راه حل درست و منطقی ، لازم است مدتها روی یک مساله کار کنید؛ در آغاز حالنهای خاص و ساده را بررسی کنید، مساله‌های کم و بیش ساده را به یاد آورید و راهها و روشهای گوناگون را بکار بگیرید. در اینصورت ، اگر هم سرانجام نتوانید مساله را حل کنید، نگران نشوید. همین که مدتها روی یک مساله اندیشیده‌اید و از جانب‌های مختلف به آن حمله کرده‌اید، می‌تواند در رشد ذهن ریاضی شما تاثیری جدی داشته باشد. برای شما خیلی سودمندتر از آن است که حل دهها مساله را از روی کتابهای حل مساله ببینید و یا راه‌حل آنها را ، پیش از آن که توان خود را آزموده باشید، از دیگران بپرسید. برای اینکه در حل مساله‌های ریاضی کارآمد باشید، تا آنجا که ممکن است، عصاها و دستگیره‌هایی ، مثل کتابهای حل مساله و دبیر خصوصی را کنار بگذارید، تلاش کنید، روی پای خودتان بایستید و از ذهن و آگاهی‌های خودتان بهره ببرید. وقتی با عصا راه بروید و یا همیشه دستتان به "نرده" راهنما باشد، آن وقت با جداشدن از عصا و نرده ، به زمین می‌خورید.

کار گروهی

اندیشه آدمی و به ویژه اندیشه علمی ، دربرخورد اندیشه‌های دیگر ، شکل می‌گیرد و تکامل می‌یابد، اندیشه فردی ، هر قدر خلاق و مستعد باشد، اگر در انزوا قرار گیرد، بتدریج فرسوده می‌شود و توان خود را از دست می‌دهد. و یکی از راههای برخورد اندیشه‌ها ، کار گروهی است. متاسفانه دانش‌آموزان ، به خاطر رقابت ، از همکاری و همراهی با دیگران دوری می‌گزینند، یاری به دیگران را به زیان خود می‌بیند و ریشه تعاون اجتماعی را می‌خشکاند. آن که از نظر درسی جلوتر است، مغرور می‌شود. خود را تافته جدا بافته‌ای تصور می‌کنند و مستقیم یا غیرمستقیم ، همسالان خود با دیده حقارت می‌نگرد؛ و آن که در درسها ضعیف‌تر است، همه جا با بن بست مواجه می‌شود و نه تنها از طرف معلم و پدر و مادر ، که از جانب همسالان خود هم ، آزار روحی می‌بیند. بنابراین وجود روحیه همکاری و تعاون در بین دانش‌آموزان می‌تواند در پیشرفت درسی آنها موثر باشد. مثلا وجود تک نابغه‌هایی مثل ابوریحان بیرونی ، برای تکان دادن دنیای خود و برای تندکردن حرکت دانش ، موثر بودند، گرچه حتی ابوریحان بیرونی هم برای کار گروهی و تبادل اندیشه‌های علمی ارزش قایل بود، او با ابن‌سینا مکاتبه داشت و ضمن نامه‌های خود ، در زمینه‌های گوناگون و بویژه فلسفه بحث می‌کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط امیر قربانی

فراگیری ریاضیات را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد . این دو بخش عبارتند از :

1) درک مفاهیم و نحوه استدلال ریاضی
2) تمرین و بکار بردن این مفاهیم

ریاضیات مجموعه ای از مفاهیم است که همگی در ذهن ما بوده و به صورت اشیاء مادی وجود خارجی ندارند . به عنوان مثال صفحه و نقطه خود اشیاء مادی نیستند بلکه تصوراتی هستند از اشیایی که مانند یک تکه کاغذ ، پهن و یا مانند سر سوزن یا نوک مداد ، تیز می باشند .

یک معلم باتجربه ، شرایط یادگیری را طوری فراهم می کند که دانش آموز بتواند مفاهیم ریاضی را عمیقاً دریابد و به کار ببرد ، با این وجود این دانش آموز است که باید بیاموزد و تا زمانی که خود او برای آموختن فعال نباشد و با علاقه و انگیزه تلاش نکند ، هیچ معلمی تمی تواند ، نه تنها ریاضیات بلکه هیچ علمی دیگر را در مغز او فرو کند .
اولین مانعی که بر سر راه شما در فراگیری ریاضیات وجود دارد و باید برای برداشتن آن اقدام کنید ذهنیت منفی است که در اغلب دانش آموزان نسبت به ریاضیات وجود دارد . بسیاری از دانش آموزان معتقدند که فراگیری ریاضیات به صورت گسترده ای که در دبیرستان های ما تدریس می شود کاری بیهوده و غیرضروری است .
توجه داشته باشید که اگر موضوعی از دید فراگیرنده سودبخش و کاربردی باشد ، یادگیری آن آسانتر و سریعتر خواهد بود . بنابراین بیندیشید و تا جائیکه می توانید کاربردهای ریاضیاتی را که می آموزید پیدا کنید به این منظور از کتابهای مختلف و معلمینتان کمک بگیرید ( لازم نیست وارد جزئیات بشوید ، همان کاربردهای کلی کافیست ) .
مشکل بعدی دانش آموزان در فراگیری ریاضایت این است که اکثراً خود را متقاعد کرده اند که توانایی فراگیری ریاضیات را ندارند .
برای این دوستان بهتر آن است که ابتدا با ریاضیاتی شروع کنند که اموختن آن برایشان ساده تر است و بعد به تدریج به سراغ مفاهیم پیچیده تر بروند . این شیوه موجب می شود که تجربیات موفقیت آمیزی در ریاضی کسب کنند و به ادامه کار تشویق شوند . چرا که به تجربه ثابت شده هیچ چیز به اندازه موفقیت لذت بخش و دلگرم کننده نیست .

نحوه آموختن ریاضیات

به عنوان اولین قدم در آموختن ریاضیات سعی کنید مفاهیم هر درس کتاب خود را به خوبی درک کنید . برای درک بهتر مفاهیم حضور با تمرکز شما در کلاس و توجه کامل به توضیحات معلم ضروری است .
چنانچه در ریاضیات پایه ضعفی دارید و مفاهیم کتابهای ریاضی سالهای قبل خود را به خوبی در نیافته و یا کاربرد آنها را نیاموخته اید ، پیشنهاد ما این است که یک بار دیگر کتابهای ریاضی سالهای قبل خود را به دقت مطالعه نموده و تمرینهای آنها را حل کنید .
نکته مهم بعدی آن است کسی که می خواهد ریاضیات را به خوبی فرا بگیرد باید یک فراگیرنده فعال باشد نه اینکه با حالت تسلیم و منفعل اطلاعاتی راجع به آن کسب کند ، بدون آنکه برای کسب این اطلاعات هیچ فعالیتی نشان داده باشد .
یک فراگیرنده ریاضی نباید یک شنونده محض باشد . بلکه در موقعیتهای مناسب سؤالهایی را که به ذهنش می رسد بپرسد ، در بحثهایی که در کلاس مطرح می شود شرکت داشته باشد ، و به سؤالهایی که مطرح می شود پاسخ بدهد ، حتی اگر به پاسخهای خود اطمینان صد در صد و کامل نداشته باشد .
برای آموختن ریاضیات خود را تنها به حضور در کلاس و آموختن از طریق معلم محدود نکنید . بلکه از روشهای دیگر که در اختیار دارید مانند استفاده از کتاب ، فیلم و سایر ابزارهای آموزشی نیز بهره بگیرید .
* کار یادداشت برداری در دفترچه یادداشت و یا نوشتن مطالب مهم در حواشی کتاب در اینجا بسیار لازمتر و مهم تر از کتابهای دیگر است .
در یادداشت برداری از کتابهای ریاضی سعی کنید مطالب را آنگونه نظم ببخشید که خودتان فهمیده اید و بر ارتباط بین مطالب در یادداشت هایتان دقت و توجه خاص داشته باشید . چنانچه مطلبی که مطالعه می کنید شکلی خاص داشت ، می توانید نمونه شکل را در کنار یادداشت هایتان بکشید .
پس از یادداشت برداری ، کل مطلب را یکبار به طور کامل و دقیق با همه جزئیات برای دیگران تعریف کنید . برای تعریف می توانید از یادداشت هایتان استفاده کنید .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط امیر قربانی

آموزش یاضی

روش آموزش امروزی، دو جنبه و یک هدف دارد. دو جنبه آن عبارت است از: روش یادگیری و روش ارزیابی. هدف آن، تربیت آدم­هایی است که بتوانند دشواری­های جامعه خود یا جامعه جهانی را حل کند. درباره روش یاد دادن سخنی نمی­گویم، چون همه از آن آگاهیم و با آن بزرگ شده­ایم و از نتیجه کم و بیش ناگوار آن هم، اطلاع داریم. روش ارزیابی و نحوه امتحان را هم می­شناسیم. تمام شرط­ها را برای ترس و نگرانی دانش­آموز فراهم می­کنیم و بعد در یک جلسه کوتاه، زیر فشار روحی بی­اندازه­ای، (دانش) او را (ارزیابی) می­کنیم. من به نادرستی این روش، که به نظرم از بیخ و بن نادرست است، نمی­پردازم و تنها به چند نکته جانبی آن اشاره می­کنم.

زمانی که با یکی از همکارانم که حاضر نبود با افزودن تنها یک نمره، دانش­آموزی را از (مردودی) نجات دهد، صحبت می­کردم، به او که به دقت امتحان خود اطمینان داشت گفتم: اگر همین امروز، یک بار دیگر از دانش­آموزانت امتحان بگیری و پرسش­ها را هم، تا حد همان پرسش­های بار اول قرار دهی، آیا می­توانی با اطمینان بگویی که همه آن­ها، همین نمره را خواهند گرفت؟ به طور طبیعی پاسخ او منفی بود. گفتم: اگر برای نمونه، یک هفته دیگر به دانش­آموزانت وقت بدهی و بعد امتحان بگیری، چطور؟ باز معلوم بود که نمره­ها تغییر می­کند. گفتم: راه­حل ساده­تری انتخاب می­کنیم، نه امتحان تازه­ای لازم است، نه دقت بیشتری. برای دانش­آموزان، همین ورقه­ها را، با تغییر میزان نمره­ای که به هر پرسش داده­ای، دوباره تصحیح کن، از آنجا که ارزش هر پرسش را خودت معین کرده­ای، می­توانی به صورت دیگری آن­را تغییر دهی، آن وقت چه خواهد شد؟ روشن بود که باز هم نمره­ها تغییر می­کردند. گفتم: اگر با همین پرسش­ها و همین بارم، ورقه­ها را چند ماه دیگر، خودت تصحیح کنی، به شرطی که نمره­های امروز را فراموش کرده باشی، با تفاوت احتمالی که در روحیه امروز و آن روزِ تو به وجود می­آید، آیا مطمئنی همین نمره­ها را، روی ورقه­ها بگذاری؟ در اینجا هم پاسخ منفی بود.

خوب، این چگونه ارزشیابی است که با تغییر هر عاملِ کوچک آنف بدون اینکه در (دانش) فرد مورد آزمایش تغییری پیش آید، نتیجه را دگرگون می­کند؟ گمان می­کنم همین چند جمله، برای بی­ارزش بودن اینگونه ارزشیابی کافی باشد.

سال­ها پیش، در یکی از دبیرستان­ها، دانش­آموزی داشتم که مرا به شگفتی می­انداخت. هر وقت در کلاس چیزی از او می­پرسیدم، با اطمینان و قدرت کافی پاسخ می­داد. ولی برگ­های امتحانی او، همیشه از متوسط هم اندکی پایین­تر بود. تصمیم گرفتم، در یکی از جلسه­های امتحان، بدون اینکه خود او متوجه شود، مراقب کار او باشم، او پیش از اینکه امتحان آغاز شود، روی مسئله­ای که به ظاهر، ذهن او را به خود مشغول داشته بود، کار می­کردچنان در خود فرو رفته بود که متوجه پخش پرسش­های امتحانی نشد. من هشداری به او ندادم. بیش از یک ساعت از وقت امتحان گذشت و او همچنان به کار خود مشغول بود. من تاب نیاوردم و به او اعلام کردم که روز امتحان است و وقت دارد تمام می­شود. با ناراحتی نگاهی به پرسش­ها کرد. قلم را روی کاغذ گذاشت و آغاز به نوشتن کرد، بعد از نیم ساعت بلند شد و برگ امتحانی را تحویل داد و رفت. نمره امتحانی او، مانند همیشه درخشان نبود. ولی من متوجه شدم، او از آن­هایی است که به راه فکری خود بیشتر اهمیت می­دهد تا نمره­ای که در کارنامه­اش بیاید. این دانش­آموز به سفارش من، و بر خلاف سفارش دیگران، رشته­ ریاضی را دنبال کرد و امروز یکی از صاحب­نظران در رشته ریاضی است و در یکی از معتبرترین دانشگاه­های جهان، به تدریس و تحقیق در ریاضیات مشغول است.

چه باید کرد؟ بی تردید من نمی­توانم نسخه­ای شفابخش ارائه کنم. من که عمری معلم بوده­ام و کم و بیش با شیوه مرسوم، تدریس کرده­ام، درد را بهتر می­شناسم تا درمان را، درباره موضوع به این پیچیدگی چون آموزش، نباید منتظر بود، نسخه­ای فوری و قطعی پیدا شود. آنچه در اینجا می­گویم و نتیجه­ای از تجربه معلمی من است، تنها می­تواند نوعی مسکن تلقی شود، من از دو سفارش و یک پیشنهاد سخن خواهم گفت:


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط امیر قربانی

بحث در روش تدريس رياضي به زمان ما منحصر نمي شود. از هنگامي كه تدريس رياضي مطرح بوده است، روش تدريس آن نيز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاريخ آموزش و پرورش، ملاحظه مي كنيم كه همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشته اند. دسته اول، روشهاي تدريس سنتي، كه در گذشته هاي دور به كار مي رفته اند و دسته دوم، روشهاي مبتني بر يافته هاي روانشناسي است كه به طور عمده از قرن بيستم به بعد تكوين يافته اند و به روشهاي جديد شهرت دارند. از ميان روشهاي سنتي مي توان از روش سقراطي و روش مكتبخانه اي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي نام برد. از روش هاي جديد در تدريس رياضي مي توان به روش توضيحي، روش سخنراني، روش اكتشافي، روش حل مساله، روش بحث در كلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قياسي و استقرايي آموزش مهارتهاي فراشناختي نام برد. در اين فصل انواع روشهاي تدريس رياضي كه به پنج دسته، روش كلامي، روش مكاشفه اي، روش مفهومي، روش فعال و روش الگوريتمي مورد بررسي و نقد قرار مي گيرند.

1 ) روش كلامي (زباني)

در اين روش معلم به اصطلاح متكلم وحده است. همه چيز را بيان مي كند، قواعد را بررسي مي كند، نتيجه گيري مي كند و طراح مساله است. خلاصه معلم همه كاره و دانش آموز هيچ كاره است. معلم مساله گو و شاگرد مساله حل كن، معلم متكلم و شاگرد مستمع است. اين نكته جالب است كه طرفداران اين روش دو گروه مخالفند، عده اي موافق روش زبان ماشيني و عده اي موافق روش زباني استدلالي هستند.

الف) روش تدريس زبان ماشيني (قاعده گويي):

اين گروه اعتقاد دارند كه دانستن قواعد و فنون محاسبه براي دانش آموزان كافي است. اگر دانش آموز ادامه تحصيل دهد آنگاه برايش استدلال خواهد شد و مطالب را خواهد فهميد و در صورتي كه ادامه ندهد اين محاسبات هست كه به دردش مي خورد و چه كار دارد كه چرا فلان مطلب چنين است و چنان نيست. حسن اين روش در آن است كه تدريس به سرعت انجام مي شود ولي معايب آن عبارتند از:

1-    دانش آموز قواعدي را بدون آنكه آنها را درك كرده و منطقي بودن آنها را پذيرفته باشد، آنها را حفظ مي كند و به همين سرعت هم فراموش مي كند.

2-    نسبت به مطالبي كه مي خواند احساس بيگانگي مي كند و نسبت به آنچه ياد گرفته است علاقه اي نشان نمي دهد.

3-          اين آموزش پاسخگوي نيازهاي طبيعي دانش آموز به كنجكاوي و حقيقت جويي نمي باشد.

4-          طرفداران اين روش جالب پرورش را به طور كلي ناديده مي گيرند.

ب) روش تدريس زبان استدلالي:

طرفداران اين شيوه برخلاف گروه قبل تدريس رياضي را توام با استدلال قبول دارند. آنها معتقدند كه رياضي با منطق آميخته است. پس بايد با استدلال و برهان به امر تدريس رياضي همت گماشت. ابتدا بايد تعريف و اصول گفته شود و به دنبال آن مي توان نتيجه گيري ها را با استفاده از قوانين منطق آغاز نمود. حسن اين روش آن است كه با طبيعت رياضي سازگاري دارد ولي معايب آن عبارتند از:

1-          از روش استدلالي در هر سني نمي توان استفاده نمود.

2-          قدرت ابتكار رشد نمي كند و دانش آموز جستجوگر نخواهد شد.

3-          معلم و شاگرد به تدريج از جهان واقعي دور مي شوند.

نقد و خلاصه روش هاي كلامي (زباني):

روشهاي زباني همان طور كه از نامشان پيداست، بر زبان و كلام معلم تكيه دارد. در اين روشها، معلم و مدرس متكلم وحده است و كمتر مجال سئوال كردن، توضيح دادن، درك و فهم واقعي به دانش آموزان داده مي شود.

تنها مزيت ظاهري روشهاي زباني اين است كه تصور مي شود كه دانش آموزان به ظاهر در درس پيش مي روند. اين باور درست نيست، زيرا در دراز مدت، اثرات نادرستي در پرورش فكر و استعداد دانش آموزان مي گذارد و در سنين بالاتر مطالب رياضي را دير مي فهمند.

2) روش اكتشافي

يادگيري اكتشافي فرايندي است كه دانش آموز به طور مستقل و با راهنمايي معلم ، اصل يا قانوني را كشف نموده و مساله اي را حل مي كند. ويژگي عمده روش اكتشافي، درجه و ميزان راهنمايي شدن شاگرد (به وسيله معلم) براي اكتشاف است كه اين ويژگي به عواملي مانند استعداد دانش، مهارت شاگرد و درجه دشواري خود مساله بستگي دارد و در چهار محدوده قرار مي گيرد.

1-    معلم مي تواند اصول و راه حل مساله را براي شاگرد توضيح دهد، اما پاسخ مساله را نگويد (در اينجا معلم از روش توضيحي بهره مي گيرد)؛ اين نوع راهنمايي براي دانش آموزان ضعيف ضرورت مي يابد.

2-    معلم مي تواند فقط اصولي را كه براي كشف آن به كار مي رود به شاگرد توضيح دهد، اما راه حل و جواب مساله را در اختيار او قرار ندهد.

3-          معلم مي تواند اصول را ارائه ندهد؛ اما راه حل را بگويد.

4-          معلم مي تواند اصول و راه حل را به شاگرد نگويد؛ كه آن را يادگيري راهنمايي نشده مي ناميم.

از آن جايي كه اين روش بر پاسخ مداوم دانش آموزان به سئوالات مختلف در كلاس درس تا حدودي متكي است، لذا تدريس به وسيله آن مشكل است و لذا معلم نياز به صبر بيشتر و وقت زيادتري دارد و نقش معلم در اين روش هدايت نمودن دانش آموزان در ارتباط دادن مطالب جديد با تجارب و محفوظات گذشته نشان مي باشد. حدسيات، تخمين ها و آزمايش و خطا، آزمايشهايي هستند كه در روش اكتشافي براي يافتن ايده هاي جديد و ارتباط آنها با مفاهيم گذشته به كار مي روند.

معلم با طرح سئوالات مناسب مي تواند جواب هاي نادرست دانش آموزان را به سمت جواب هاي درست هدايت نمايد. معلم بايد كلاس را در جهت صحيح و مسير معيني حفظ نمايد به طوري كه از حالت كاوش و پويايي شاگردان كاسته نشود. در اين روش، معلم دانش آموزان را وادار به فكر كردن مي كند و آنها را براي رسيدن به پاسخ درست تشويق مي نمايد لذا دانش آموز در فرايند يادگيري سهيم است.

3) روش مفهومي

دراين روش بيشتر تاكيد بر مفاهيم رياضي است و تكيه كمتري بر مهارتها ميشود.. تا هنگامي كه مفاهيم در ذهن دانش آموزان شكل نگرفته است، نبايد به سراغ تكنيكها و مهارتها رفت. تفاوت روش مفهومي با روش الگوريتمي اينست  كه در روش مفهومي تكيه بر مفاهيم است و در روش الگوريتمي تكيه بر مهارت ها و تكنيك هاست.

4) روش فعال

روش فعال،« دانش آموز محور» است و دانش آموز درامر يادگيري شركت فعال دارد، راجع به حل آنها فكر مي كند و با راهنمايي معلم به حل آنها مي پردازد. به مفاهيم پي مي برد و در اين صورت است كه دانش آموز به حل مساله ها علاقه مند مي گردد.

در اين روش، هر دانش آموز مطالب را به سرعت خود ياد مي گيرد و فرصت دارد كه به مطالب فكر كند.  دانش آموز از طريق حل مساله، طي فرايندي به تدريج به مفاهيم پي ميبرد. با پي بردن به توانايي هاي خود، در او حس اعتماد به نفس تقويت مي شود چون در بدست آوردن نتيجه ها و كشف قواعد سهيم است و نسبت به مطالب احساس علاقه و مالكيت مي كند و ميل به دانش افزايي در او بارور مي شود. در اين روش وظايف معلم عبارتست از توجه به كار يكايك دانش آموزان و دادن راهنمايي در موارد لازم، علاقمند كردن آنها به فعاليت،شناخت دانش آموزان و پي بردن به توانايي آنها و از همه مهمتر قدم به قدم پيش بردن دانش آموز.

5) روش الگوريتمي:

روش الگوريتمي، مجموعه دستورالعملهايي است كه انجام دادن آنها منجر به حصول نتايجي براي دانش آموز گردد. تعدادي از الگوريتم هايي كه در دوره هاي تحصيلي مورد بحث قرار مي گيرند عبارتند از: چهار عمل اصلي روي اعداد صحيح و اعشاري، تناسب، جذريابي، يافتن بزرگ ترين مقسوم عليه مشترك، نوشتن اعداد به پايه هاي گوناگون، عمليات روي كسرهاي متعارفي، حل معادلات جبري و عمليات جبري روي بردارها در صفحه، در زمينه هندسه نيز به الگوريتم هاي زير بر مي خوريم مانند: ترسيمات با خط كش، پرگار، گونيا و  نقاله مثلا در رسم عمود، نضف كردن پاره خط، ساختن مثلث

مطالب بالا خلاصه اي است از كتاب آموزش رياضي و حل مساله نوشته مهدي رحماني

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم تیر 1388 توسط امیر قربانی

معلمان خوب :


ـ هدف دارند
ـ منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند
ـ تحمل ابهام را دارند
ـ برای ارضای نیازهای بچه ها تمایل به تغییر و هماهنگی دارند
ـ به کارشان فکر می کنند
ـ از مدلهای مختلف یاد می گیرند
ـ از کار و شاگردانشان لذت می برند


 


 


 ? معلمان خوب هدف دارند


شما نمی توانید به معنای کلی خوب باشید، بلکه باید در چیزی یا کاری خوب باشید. به عنوان معلم معنایش این است که بدانید دانش آموزانتان چه انتظاری دارند، و برای رسیدن به این انتظارات برنامه ریزی کنید، شما هم درباره آنچه در کلاستان رخ می دهد، بر پایه اهدافی که می خواهید به آنها برسید، انتظاراتی دارید. اگر می خواهید بچه ها را برای اشتغال آماده کنید، از آنها وقت شناسی و توجه خوب انتظار دارید. اگر در یک کلاس کنکور تدریس می کنید، به توضیح شکل تست و کمک به بهبود مهارتهای امتحان دادن بچه ها وقت می گذرانید و اگر می خواهید شاگردانتان در خواندن کتاب بهتر و جدی تر بشوند باید در کلاس وقتی برای خواندن و منابع و کتابهای لازم اختصاص بدهید.



? معلمان خوب منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند


این پارادوکس بزرگ تدریس است. اگر ما خودارزیابی مان را کاملاً بر پایه موفقیت شاگردانمان قرار بدهیم، حتماً ناامید خواهیم شد. در همه سطوح، به خصوص در آموزش بزرگسالان، فاکتورهای زیادی در زندگی دانش آموزان وجود دارد که نمی گذارد معلم موفقیت همه را تضمین کند. در عین حال، اگر ما با دیدگاهی جبری، دانش آموزانمان را به رفتار "دست من که نیست" واگذار کنیم، بچه ها بی تعهدی ما را حس می کنند و ناامید می شوند. ولی ما می توانیم با یک سوال ساده محیط شادی را درست کنیم: آیا من همه کارهایی را که می توانستم در این کلاس، در این زمان، برای رسیدن به نیازهای همه بچه ها، برای رسیدن به همه موفقیت ممکن انجام بدهم، انجام داده ام؟ تا وقتی می توانید بگویید "بله" ، شما محیط موفقیت را فراهم کرده اید.

? معلمان خوب می توانند با ابهام کنار بیایند

یکی از بزرگترین چالش های تدریس از نبود بازخورد آنی و دقیق سرچشمه می گیرد. دانش آموزی که امروز در حال سر تکان دادن و زیرلب زمزمه کردن درس جبر از کلاس می رود، ممکن است فردا بگوید که موفقیت عالی ای در ریاضی به دست آورده و از درس دیروزتان تشکر کند. راهی برای پیش بینی دقیق نتایج بلند مدت کارمان وجود ندارد. اما گر ما در انتخاب استراتژی و محتوا هدف داشته باشد، و سعی در موفقیت همه دانش آموزان بکنیم کمتر دچار غافلگیری خواهیم شد و به جای آن، روی چیزهایی که می توانیم کنترل کنیم تمرکز خواهیم کرد و اعتماد خواهیم داشت که آمادگی با فکر و تأمل احتمالاً نتایج خوبی خواهد داشت نه نتایج بد.

? معلمان خوب برای رسیدن به نیازهای بچه ها تغییر می کنند و منطبق می شوند

آیا واقعاً می توانیم ادعا کنیم در کلاس جغرافی درس داده ایم، در حالیکه هیچ کس مفاهیم تدریس ما را نفهمیده است؟ اگر هیچ کدام از دانش آموزانمان بیرون از کلاس کتاب به دست نگیرد، آیا ما واقعاً به آنها خواننده خوب بودن را آموخته ایم؟ ما اغلب به این جنبه ها فکر نمی کنیم اما آنها در قلب تدریس مؤثر جا دارند. یک طرح درس عالی و یک درس عالی دو موضوع کلاً متفاوت هستند؛ وقتی یکی از آنها در پی دیگری اتفاق می افتد خیلی خوب است، اما همه می دانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ما به بچه ها درس می دهیم که یاد بگیرند و وقتی یاد نمی گیرند، باید استراتژی های تازه ایجاد کنیم، به راه های تازه فکر کنیم، و کلاً هر کاری که بتوانیم برای زنده کردن فرآیند یادگیری انجام دهیم. داشتن متدولوژی خوب، عالی است اما بهتر است بچه هایی داشته باشیم که در یادگیری خوب، شرکت می کنند.




? معلمان خوب متفکر هستند


این ویژگی شاید تنها خصوصیت مطمئن و مطلق تمام معلم های خوب است چون که بدون آن هیچ کدام از ویژگی هایی که گفتیم به رشد و بلوغ نمی رسد. معلم های خوب به طور عادی به کلاس شان، دانش آموزانشان، روش هایشان و محتوای تدریسشان فکر می کنند. آنها مقایسه می کنند و در تضاد بررسی می کنند، تمایزها و تشابه ها را ترمیم می کنند، دوره می کنند، حذف می کنند و ذخیره می کنند. عدم موفقیت در مشاهده آنچه در کلاس رخ می دهد ما را از تدریس و فرآیند یادگیری جدا می کند و اگر خودمان جدا باشیم، چطور می توانیم ارتباط پدید بیاوریم؟

? معلمان خوب از ندانستن ناراحت نمی شوند

اگر ما صادقانه و متفکرانه به آنچه در کلاس روی می دهد فکر کنیم، اغلب مشکلات و معماهایی را خواهیم یافت که نمی توانیم فوراً آنها را حل کنیم، سوالاتی که نمی توانیم پاسخ بدهیم. راینرماریاریکله در نامه هایش به یک شاعر جوان چنین نوشته است: "بکوش تا خود سوالات را دوست بداری چنانکه گویی آنها اتاقهایی با در بسته هستند یا کتابهایی که به زبانی بسیار غریبه نوشته شده اند. اکنون با سوالات بزی. شاید پس از این، روزی در آینده دور، اندک اندک و بدون توجه، بتوانی راهت را به سوی پاسخ زندگی کنی. " (???? - صفحه ?? و ??) به همین ترتیب تدریس ما در صورتی سودمند است که بتوانیم اندکی با یک سوال زندگی کنیم، بیندیشیم و مشاهده کنیم و بگذاریم پاسخ سوال در جواب وضعیت خاصی که در آن هستیم، خود رشد می کند.

? معلمان خوب الگوهای شخصیتی خوب دارند


دوباره به سه معلم خوبتان فکر کنید. چطور نحوه تدریس خود شما، خودآگاه یا ناخود آگاه، توسط اعمال و رفتار آنها شکل گرفته است؟ به بدترین معلمی که داشتید فکر کنید. از چه چیزهایی مطلقاً پرهیز می کنید چون به یاد می آورید که چه اثر تخریب کننده ای بر شما و هم شاگردی هایتان داشته اند؟ ما تدریس را به تدریج یاد می گیریم و ایده ها و رفتارها را به آرامی از بسیاری از منابع جذب می کنیم. تا به حال چند فیلم دیده اید که شخصیت معلم در آنها حضور داشته است، و چطور این فیلم ها به شما الگو داده اند؟ ما همیشه از تأثیرات خوب و بد روی تدریسمان آگاه نیستیم. با اندیشیدن به الگوهای تدریس و نحوه گرفتنشان بهتر می توانیم با چالش های جدید تطبیق و تغییر کنیم.


? معلمان خوب از کارشان و دانش آموزانشان لذت می برند

این نکته بدیهی به نظر می رسد، اما به همین سادگی هم فراموش می شود. معلمانی که از کار و بچه ها لذت می برند با انگیزه اند، انرژی دارند و خلاق هستند. در نقطه مقابل لذت، بی حوصلگی است؛ وضعیتی که هیچ کس در آن جرقه ای از علاقه نمی یابد. توجه داشته باشید که لذت بردن از کار و لذت بردن از دانش آموزان دو چیز جداگانه است. تمرکز زیاد بر روی محتوا ممکن است به بچه ها حس بی ارتباطی، سوء تفاهیم یا جاماندگی بدهد. توجه بیش از حد روی دانش آموزان، بدون توجه به محتوا، باعث می شود دانش آموزان حس خوب و مفهوم شدن داشته باشند اما ممکن است کمکی به آنها در کسب اهداف آموزشی با سرعت مناسب نکند. به دست آوردن تعادل بین این دو نقطه حدی به زمان و توجه نیاز دارد و باید با دقت مشاده کنید با دقت ارزیابی کنید و روی یافته هایتان کار کنید. میل دارم با شعری از لائوتسه، حکیم چینی و صاحب کتاب تائوته چینگ نتیجه گیری کنم. من در تمام این سالها نسخه ای از آن را همراه خودم داشته ام و پیام آن را هم مفید و هم چالش برانگیز یافته ام. این شعر به ما یادآوری می کند که تدریس خوب وضعیتی ثابت و ایستا نیست بلکه فرآیندی دائمی است. ما هر روز برای معلم بهتر شدن فرصت داریم و معلم خوب آن کسی است که فرصت ها را از دست نداده است.
منبع :  http://rahnamaee.parsiblog.coM
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 توسط امیر قربانی
دریافت قالب